اشعار عبدالجبار کاکایی

شنبه 27 آبان 1396 ساعت 13:28

اشعار عبدالجبار کاکایی

اشعار عبدالجبار کاکایی,دانلود اشعار عبدالجبار کاکایی,اشعار زیبای عبدالجبار کاکایی,اشعار عاشقانه عبدالجبار کاکایی,زیباترین اشعار عبدالجبار کاکایی,اشعار کوتاه عبدالجبار کاکایی,دانلود اشعار عبدالجبار کاکایی Pdf,تمامی اشعار عبدالجبار کاکایی,جستجوی اشعار عبدالجبار کاکایی,اشعار دفاع مقدس عبدالجبار کاکایی,دانلود مجموعه اشعار عبدالجبار کاکایی,شعرهای زیبای عبدالجبار کاکایی,شعر عاشقانه عبدالجبار کاکایی,شعر های عاشقانه عبدالجبار کاکایی,زیباترین شعر عبدالجبار کاکایی,شعر کوتاه از عبدالجبار کاکایی,شعر عبدالجبار کاکایی,شعر عبدالجبار کاکایی,شعر قلاقیران عبدالجبار کاکایی,شعر کردی عبدالجبار کاکایی,شعر جدید عبدالجبار کاکایی,شعر عاشورایی عبدالجبار کاکایی,کتاب شعر عبدالجبار کاکایی,شعر پروانه عبدالجبار کاکایی,شعر نو عبدالجبار کاکایی,بهترین شعر عبدالجبار کاکایی,شعرهای عبدالجبار کاکایی,شعر قلاقیران عبدالجبار کاکایی,شعر کردی قلاقیران از عبدالجبار کاکایی,متن شعر کردی قلاقیران عبدالجبار کاکایی,اشعار جدید عبدالجبار کاکایی,شعر جدید از عبدالجبار کاکایی,شعر های جدید عبدالجبار کاکایی,بهترین اشعار عبدالجبار کاکایی

اشعار عبدالجبار کاکایی

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد عبدالجبار کاکایی برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

چند سالی‌ست که تکلیف دلم روشن نیست

جا به اندازه تنهایی من در من نیست

چشم می‌دوزم در چشم رفیقانی که

عشق در باورشان قد سر سوزن نیست

شعر امام حسن , شعر در مورد امام حسن , شعر در وصف امام حسن , شعر درباره امام حسن

اشعار عبدالجبار کاکایی

دست برداشتم از عشق که هر دست سلام

لمس آرامش سردی ست که در آهن نیست

حس بی قاعده عقل و جنون با من بود

درک این حال به هم ریخته تقریبا نیست

شعر کوچه , شعر در مورد کوچه , شعر درباره کوچه , شعر در وصف کوچه

دانلود اشعار عبدالجبار کاکایی

سال ها بود ازین فاصله می‌ترسیدم

که به کوتاهی دل کندن و دل بستن نیست

رفتم از دست و به آغوش خودم برگشتم

جا به اندازه تنهایی من در من نیست

شعر فکر کردن , شعر در مورد فکر کردن , شعر درباره فکر کردن , شعر در وصف فکر کردن

اشعار زیبای عبدالجبار کاکایی

مثل عشقی که به داد دل تنها نرسد

ترسم این است که این رود به دریا نرسد

این که آویخته از دامنه کوه به دشت

می‌خرامد همه جا غلت زنان تا…، نرسد

شعر فاصله , شعر در مورد فاصله , شعر درباره فاصله , شعر در وصف فاصله

اشعار عاشقانه عبدالجبار کاکایی

ترسم این است که با خاک بیامیزد و سنگ

از زمین کام بگیرد… به من اما، نرسد

پشت هر سنگ، درنگی، پس هر خار، خسی

حتم دارم که به همصحبتی ما نرسد

شعر کعبه دل , شعر در مورد کعبه دل , شعر درباره کعبه دل , شعر در وصف کعبه دل

زیباترین اشعار عبدالجبار کاکایی

ماه مایوس شد و موج به دریا برگشت

بی سبب نیست که حتی به تماشا نرسد

من به هر صخره ازین فاصله می‌کوبم، سر

ترسم این است که این رود به دریا نرسد

شعر فراق , شعر در مورد فراق , شعر درباره فراق , شعر در وصف فراق

اشعار کوتاه عبدالجبار کاکایی

من تشنه‌ام ولی، در کوزه آب نیست

حال خراب هست، جان خراب نیست

چون سایه روز و شب، در آب و آتشم

آرامش جهان، بی اضطراب نیست

شعر فرشته , شعر در مورد فرشته , شعر درباره فرشته , شعر در وصف فرشته

دانلود اشعار عبدالجبار کاکایی Pdf

جا مانده‌ی شما، وامانده‌ی‌ دل است

پاداش زندگیش غیر از عذاب نیست

پرسیدی و دریغ، حرفی نداشتم

باید سکوت کرد، وقتی جواب نیست

شعر قدر نشناسی , شعر در مورد قدر نشناسی , شعر درباره قدر نشناسی , شعر در وصف قدر نشناسی

تمامی اشعار عبدالجبار کاکایی

تُنگم شکسته است بر ساحل شما

تاب ِ عذاب من بیرون از آب نیست

شعر امام حسین , شعر در مورد امام حسین , شعر درباره امام حسین , شعر در وصف امام حسین

جستجوی اشعار عبدالجبار کاکایی

حاجت به اشارات و زبان نیست، مترسک

پیداست که در جسم تو جان نیست، مترسک

با باد به رقص آمده پیراهنت اما

در عمق وجودت هیجان نیست، مترسک

شعر امام سجاد , شعر در مورد امام سجاد , شعر درباره امام سجاد , شعر در وصف امام سجاد

اشعار دفاع مقدس عبدالجبار کاکایی

شب پای زمینی و زمین سفره خالی ست

این بی هنری، نام و نشان نیست، مترسک

تا صبح در این مزرعه تاراج ملخ بود

چشمان تو حتی نگران نیست، مترسک

شعر قدر یکدیگر را دانستن , شعر در مورد قدر یکدیگر را دانستن , شعر درباره قدر یکدیگر را دانستن , شعر در وصف قدر یکدیگر را دانستن

دانلود مجموعه اشعار عبدالجبار کاکایی

پیش از تو و بعد از تو زمان سطر بلندی ست

پایان تو پایان جهان نیست، مترسک

این مزرعه آلوده کفتار و کلاغ است

بیدار شو از خواب زمان نیست، مترسک

شعر ماه خرداد , شعر در مورد ماه خرداد , شعر درباره ماه خرداد , شعر در وصف ماه خرداد

شعرهای زیبای عبدالجبار کاکایی

من جز شما، گلایه به صحن ِکجا برم؟

راز غریب را به کدام آشنا برم؟

ای جان و دل به گنبد و گلدسته‌ات مقیم

جان را کجا گذارم و دل را کجا برم؟

شعر گیسو , شعر در مورد گیسو , شعر درباره گیسو , شعر در وصف گیسو

شعر عاشقانه عبدالجبار کاکایی

از تاب جعد و نافه‌ی آهو صبا چه برد؟

من آمدم که بویی از آن ماجرا برم

چشم امید دارم ازین جسم ناتوان

جان را به آستانه‌ی دارالشّفا برم

شعر لیلی و مجنون , شعر در مورد لیلی و مجنون , شعر درباره لیلی و مجنون , شعر در وصف لیلی و مجنون

شعر های عاشقانه عبدالجبار کاکایی

دل را به بحر تو بسپارم حباب‌وار

مس را به آتش تو بسوزم، طلا برم

حاجت نگیرم از تو به جایی نمی‌روم

ای گنج درد! آمدم از تو دوا برم

شعر ثریا , شعر در مورد ثریا , شعر درباره ثریا , شعر در وصف ثریا

زیباترین شعر عبدالجبار کاکایی

ای دل مقیم صحن رضا باش و صبر کن

نگذار از تو شکوه به پیش خدا برم

شعر گذشته , شعر در مورد گذشته , شعر درباره گذشته , شعر در وصف گذشته

شعر کوتاه از عبدالجبار کاکایی

باز می‌رسم به شهر در جهنمی ز دود

با مسافرانِ خواب با قطار صبح زود

خواب های نا تمام، حرف های بین راه

بی تبسم و نگاه، بی ترانه و سرود

شعر گذشت , شعر در مورد گذشت , شعر درباره گذشت , شعر در وصف گذشت

شعر عبدالجبار کاکایی

پشت صندلی پر از نام های ناشناس

خاطرات بی صدا، عقده های یادبود

جاده ها به شهرها کاشکی نمی رسید

خواب های بین راه کاش واقعی نبود

شعر قلب , شعر در مورد قلب , شعر درباره قلب , شعر در وصف قلب

شعر قلاقیران عبدالجبار کاکایی

روستای من کجاست شهرزاد قصه ها

گم شده بهشت من در جهنمی ز دود

شعر یاد خدا , شعر در مورد یاد خدا , شعر درباره یاد خدا , شعر در وصف یاد خدا

شعر کردی عبدالجبار کاکایی

پرسیدی و شرحی به جز حال خرابم نیست

بیدارم و خاموش غیر از این جوابم نیست

زهری به غایت تلخ در رگ جای خون دارم

در خویش می‌پیچم گریز از پیچ و تابم نیست

شعر یار , شعر در مورد یار , شعر درباره یار , شعر در وصف یار

شعر جدید عبدالجبار کاکایی

فانوس سرگردان این شهرم ولی افسوس

جانم برامد از دهان و آفتابم نیست

تا شب هراسانم غرورم هست و شورم نه

تا صبح بیدارم خیالم هست و خوابم نیست

شعر وطن , شعر در مورد وطن , شعر درباره وطن , شعر در وصف وطن

شعر عاشورایی عبدالجبار کاکایی

در پای خود می‌ریزم و خاموش می‌سوزم

پروای این اندوه بیرون از حسابم نیست

آنقدر نومیدم که وقت تشنگی حتی

ذوق توهم بین دریا و سرابم نیست

شعر باران , شعر در مورد باران , شعر درباره باران , شعر در وصف باران

کتاب شعر عبدالجبار کاکایی

پنداشتی دریای آرامم ولی از ترس

روحم ترک برداشت و دیدی حبابم نیست

شعر بچه , شعر در مورد بچه , شعر درباره بچه , شعر در وصف بچه

شعر پروانه عبدالجبار کاکایی

در خویش می‌سازم تو را، در خویش ویران می‌کنم

می‌ترسم از حرفی که باید گفت و پنهان می‌کنم

جانی به تلخی می‌کَنم، جسمی به سختی می‌کشم

روزی به آخر می‌برم، خوابی پریشان می‌کنم

شعر ماه فروردین , شعر در مورد ماه فروردین , شعر درباره ماه فروردین , شعر در وصف ماه فروردین

شعر نو عبدالجبار کاکایی

در تار و پود عقل و جان، آب است و آتش، توامان

یک روز عاقل می‌شوم، یک روز طغیان می‌کنم

یا جان کافر کیش را تا مرز مردن می‌برم

یا عقل دور اندیش را تسلیم شیطان می‌کنم

شعر کافه , شعر در مورد کافه , شعر درباره کافه , شعر در وصف کافه

بهترین شعر عبدالجبار کاکایی

دیوار رویاروی من از جنس خاک و سنگ نیست

یک عمر زندان توام، یک عمر کتمان می‌کنم

از عشق از آیین ِتو، از جهل ِتو، از دین ِتو

انگشتری دارم که دیوان را سلیمان می‌کنم

شعر حج , شعر در مورد حج , شعر درباره حج , شعر در وصف حج

شعرهای عبدالجبار کاکایی

یا تو مسلمان نیستی یا من مسلمان نیستم

می‌ترسم از حرفی که باید گفت و پنهان می‌کنم

شعر جوانی , شعر در مورد جوانی , شعر درباره جوانی , شعر در وصف جوانی

شعر قلاقیران عبدالجبار کاکایی

ساده از دست ندادم دل پر مشغله را

تا تو خندیدی و مجبور شدم مسئله را…

من «برادر» شده بودم و «برادر» باید

وقت دیدار، رعایت بکند «فاصله» را

شعر بهشت , شعر در مورد بهشت , شعر درباره بهشت , شعر در وصف بهشت

شعر کردی قلاقیران از عبدالجبار کاکایی

دهه شصتی دیوانه یکبار عاشق

خواست تا خرج کند این کوپن باطله را

عشق! آن هم وسط نفرت و باروت و تفنگ

دانه انداخت و از شرم ندیدم تله را

شعر چرخ گردون , شعر در مورد چرخ گردون , شعر درباره چرخ گردون , شعر در وصف چرخ گردون

متن شعر کردی قلاقیران عبدالجبار کاکایی

و تو خندیدی و از خاطره ها جا ماندم

با تو برگشتم و مجبور شدم قافله را…

عشق گاهی سبب گم شدن خاطره هاست

خواستم باز کنم با تو سر این گله را

شعر جدایی , شعر در مورد جدایی , شعر درباره جدایی , شعر در وصف جدایی

اشعار جدید عبدالجبار کاکایی

دنیا تاریکه یه جوری

که نه فانوسه نه مهتاب

دلمُ به کی ببندم

ته این دهکده خواب

شعر جاده , شعر در مورد جاده , شعر درباره جاده , شعر در وصف جاده

شعر جدید از عبدالجبار کاکایی

اگه یه اتاق کوچیک

اگه یه پنجره باشه

پای اسم کی بمونم

که برام خاطره باشه

شعر چهره زیبا , شعر در مورد چهره زیبا , شعر درباره چهره زیبا , شعر در وصف چهره زیبا

شعر های جدید عبدالجبار کاکایی

دنیا تاریکه یه جوری

که چشامُ هم می‌ذارم

تا که دستمُ بگیری

پامُ تو حرم می‌ذارم

شعر چای , شعر در مورد چای , شعر درباره چای , شعر در وصف چای

بهترین اشعار عبدالجبار کاکایی

صحنتون پر از پرنده

آفتاب صلات ظهره

زیر گنبد طلاتون

سر عاشقا رو مهره

شعر دختر , شعر در مورد دختر , شعر درباره دختر , شعر در وصف دختر

اشعار عبدالجبار کاکایی

برج کاشیای رنگی

طاق نصرتای آبی

سایه روشنای آروم

ایوونای آفتابی

شعر استاد , شعر در مورد استاد , شعر درباره استاد , شعر در وصف استاد

دانلود اشعار عبدالجبار کاکایی

پای حوض نقره پوشت

پیچیده عطر پرنده

سایه ها کوتاهن اما

قد گلدسته بلنده

شعر باد , شعر در مورد باد , شعر درباره باد , شعر در وصف باد

اشعار زیبای عبدالجبار کاکایی

دنیا تاریکه بجز تو

که چراغ راه دوری

برا هرکی هر چی هستی

برا من سنگ صبوری

شعر یاد دوست , شعر در مورد یاد دوست , شعر درباره یاد دوست , شعر در وصف یاد دوست

اشعار عاشقانه عبدالجبار کاکایی

تو درست آخر حرفی

اونجا که ساکته دنیا

خط بین عقل و عشقی

مرز بیداری و رویا

شعر آرامش , شعر در مورد آرامش , شعر درباره آرامش , شعر در وصف آرامش

زیباترین اشعار عبدالجبار کاکایی

مث بهت یه کبوتر

لب ایوون طلاتم

بین این همه هیاهو

زائر امام رضاتم

شعر آفتاب , شعر در مورد آفتاب , شعر درباره آفتاب , شعر در وصف آفتاب

اشعار کوتاه عبدالجبار کاکایی

یه کلید کهنه چرخید توی قفل سینه م انگار

یه دل شکسته افتاد زیر دست و پای زوار

دلمُ نذر تو کردم که هنوز دل نگرونم

چی می‌شد مثل کبوتر، زیر ایوونت بمونم

شعر آینه , شعر در مورد آینه , شعر درباره آینه , شعر در وصف آینه

دانلود اشعار عبدالجبار کاکایی Pdf

مث خواب بود مث رویا، مث لمس آسمون بود

تو هیاهوی صدا ها، یه سکوت مهربون بود

پای حوض نقره پوشت، رو به گلدسته نشستم

دلمُ به قفلای پنجره فولاد تو بستم

شعر دروغ , شعر در مورد دروغ , شعر درباره دروغ , شعر در وصف دروغ

تمامی اشعار عبدالجبار کاکایی

نه سر گلایه کردن، نه دل شکوه شنیدن

نه امید دل سپردن، نه توان دل بریدن

یه کلید کهنه چرخید توی قفل سینه م انگار…

شعر یتیم نوازی , شعر در مورد یتیم نوازی , شعر درباره یتیم نوازی , شعر در وصف یتیم نوازی

جستجوی اشعار عبدالجبار کاکایی

بمون ولی به خاطر غرور خسته‌ام برو

برو ولی به خاطر دل شکسته‌ام بمون

به موندن تو عاشقم به رفتن تو مبتلا

شکسته‌ام ولی برو، بریده‌ام ولی بیا

شعر حسود , شعر در مورد حسود , شعر درباره حسود , شعر در وصف حسود

اشعار دفاع مقدس عبدالجبار کاکایی

چه گیج حرف می‌زنم، چه ساده درد می‌کشم

اسیر قهر و آشتی میون آب و آتشم

چه عاشقانه زیستم چه بی صدا گریستم

چه ساده با تو هستم و چه ساده بی تو نیستم

شعر حماقت , شعر در مورد حماقت , شعر درباره حماقت , شعر در وصف حماقت

دانلود مجموعه اشعار عبدالجبار کاکایی

تو را نفس کشیدم و به گریه با تو ساختم

چه دیر عاشقت شدم چه دیرتر شناختم

تو با منی و بی توأم ببین چه گریه آوره

سکوت کن سکوت کن سکوت حرف آخره

شعر خاطره , شعر در مورد خاطره , شعر درباره خاطره , شعر در وصف خاطره

شعرهای زیبای عبدالجبار کاکایی

ببین چه سرد و بی صدا ببین چه صاف و ساده‌ام

گلی که دوست داشتم به دست باد داده‌ام

بمون که بی تو زندگی تقاص اشتباهمه

عذاب دوست داشتن تلافی گناهمه

شعر خانواده , شعر در مورد خانواده , شعر درباره خانواده , شعر در وصف خانواده

شعر عاشقانه عبدالجبار کاکایی

پا به پات تا هر جای دنیا میام

آخه دوست داشتنتو دلم میخواد

شعر دنیا , شعر در مورد دنیا , شعر درباره دنیا , شعر در وصف دنیا

شعر های عاشقانه عبدالجبار کاکایی

مثه یادت که نمیتونه بره مثه سایه‌ات که نمی‌تونه نیاد

پاشو دل تنگیاتو بهونه کن پاشو بی هوا به خواب من بیا

تو که احساس غریبی می‌کنی به هوای آشنا شدن بیا

شعر دیدار , شعر در مورد دیدار , شعر درباره دیدار , شعر در وصف دیدار

زیباترین شعر عبدالجبار کاکایی

ما بدون هم دو حرف ناتموم

ما بدون هم دو اسم ساکتیم

ما بدون هم دو احساسه غریب

پشت دو نگاه بی تفاوتیم

شعر دست , شعر در مورد دست , شعر درباره دست , شعر در وصف دست

شعر کوتاه از عبدالجبار کاکایی

ساعت رسیدنت قلب منه که دقیقه ها رو محکم میزنه

با تو دستو پامو گم میکنمو تازه این اول عاشق شدنه

شعر بخت و اقبال , شعر در مورد بخت و اقبال , شعر درباره بخت و اقبال , شعر در وصف بخت و اقبال

شعر عبدالجبار کاکایی

دل من از عشق تو دل نمی‌کنه دلم از خواب تو بیدار نمیشه

بی هوا یه شب به خواب من بیا دیگه این دقیقه تکرار نمیشه

شعر دوست داشتن , شعر در مورد دوست داشتن , شعر درباره دوست داشتن , شعر در وصف دوست داشتن

شعر عبدالجبار کاکایی

به همین خاطره از تو قانعم به همین دلخوشی حتی ساده تر

منو از گوشه نشینیه شبام منو از خستگیه خودم ببخش

شعر یزد , شعر در مورد یزد , شعر درباره یزد , شعر در وصف یزد

شعر قلاقیران عبدالجبار کاکایی

ما بدون هم دو حرف ناتموم

ما بدون هم دو اسم ساکتیم

ما بدون هم دو احساسه غریب

پشت دو نگاه بی تفاوتیم

شعر خانه , شعر در مورد خانه , شعر درباره خانه , شعر در وصف خانه

شعر کردی عبدالجبار کاکایی

شوری که در جهان من افتاد ، این نبود

نامی که بر زبان من افتاد ، این نبود

  آن راز سر به مهر که سی سال پیش ازین

چون آتشی به جان من افتاد ، این نبود

شعر روزگار , شعر در مورد روزگار , شعر درباره روزگار , شعر در وصف روزگار

شعر جدید عبدالجبار کاکایی

پیغمبری که با نفحات شبانی اش

یک شب از آسمان من افتاد ، این نبود 

 آن شعله های سر کش آتش که با وقار

در پای دودمان من افتاد ، این نبود

شعر صلح و آشتی , شعر در مورد صلح و آشتی , شعر درباره صلح و آشتی , شعر در وصف صلح و آشتی

شعر عاشورایی عبدالجبار کاکایی

وان کشتی نجات که در باد هولناک 

از موج بی امان من افتاد ، این نبود

دستی که از تلاطم دریا مرا گرفت

وقتی که بادبان من افتاد ، این نبود 

شعر حضرت ابوالفضل العباس , شعر در مورد حضرت ابوالفضل العباس , شعر درباره حضرت ابوالفضل العباس , شعر در وصف حضرت ابوالفضل العباس

کتاب شعر عبدالجبار کاکایی

حرفی که بر زبان تو لغزید ، آن نشد

شعری که در دهان من افتاد ، این نبود

شعر ثروت , شعر در مورد ثروت , شعر درباره ثروت , شعر در وصف ثروت

شعر پروانه عبدالجبار کاکایی

بمون ولی به خاطر غرور خسته ام برو

برو ولی به خاطر دل شکسته ام بمون

 به موندن تو عاشقم به رفتن تو مبتلا

شکسته ام ولی برو ، بریده ام ولی بیا

شعر حضرت فاطمه , شعر در مورد حضرت فاطمه , شعر درباره حضرت فاطمه , شعر در وصف حضرت فاطمه

شعر نو عبدالجبار کاکایی

چه گیج حرف می زنم ، چه ساده درد می کشم

اسیر قهر و آشتی میون آب و آتشم

 چه عاشقانه زیستم چه بی صدا گریستم

چه ساده با تو هستم و چه ساده بی تو نیستم

شعر حضرت زینب , شعر در مورد حضرت زینب , شعر درباره حضرت زینب , شعر در وصف حضرت زینب

بهترین شعر عبدالجبار کاکایی

تو را نفس کشیدم و  به گریه با تو ساختم

چه دیر عاشقت شدم چه دیرتر شناختم

 تو با منی و بی توأم ببین چه گریه آوره

سکوت کن سکوت کن سکوت حرف آخره

شعر ماه آبان , شعر در مورد ماه آبان , شعر درباره ماه آبان , شعر در وصف ماه آبان

شعرهای عبدالجبار کاکایی

ببین چه سرد و بی صدا ببین چه صاف و ساده ام

گلی که دوست داشتم به دست باد داده ام

 بمون که بی تو زندگی تقاص اشتباهمه

عذاب دوست داشتن تلافی گناهمه

شعر ماه آذر , شعر در مورد ماه آذر , شعر درباره ماه آذر , شعر در وصف ماه آذر

شعر قلاقیران عبدالجبار کاکایی

در خویش می سازم تو را ، در خویش ویران می کنم

می ترسم از حرفی که باید گفت و پنهان می کنم

 جانی به تلخی می کَنم ، جسمی به سختی می کشم

روزی به آخر می برم ، خوابی پریشان می کنم

شعر تواضع , شعر در مورد تواضع , شعر درباره تواضع , شعر در وصف تواضع

شعر کردی قلاقیران از عبدالجبار کاکایی

در تار و پود عقل و جان ، آب است و آتش، توامان

 یک روز عاقل می شوم ، یک روز طغیان می کنم

 یا جان کافر کیش را تا مرز مردن می برم

 یا عقل دور اندیش را تسلیم شیطان می کنم

شعر مو , شعر در مورد مو , شعر درباره مو , شعر در وصف مو

متن شعر کردی قلاقیران عبدالجبار کاکایی

دیوار رویاروی من از جنس خاک و سنگ نیست

یک عمر زندان توام ، یک عمر کتمان می کنم

 از عشق از آیین تو، از جهل تو، از دین تو

انگشتری دارم که دیوان را سلیمان می کنم

شعر تابستان , شعر در مورد تابستان , شعر درباره تابستان , شعر در وصف تابستان

اشعار جدید عبدالجبار کاکایی

یا تو مسلمان نیستی یا من مسلمان نیستم

می ترسم از حرفی که باید گفت و پنهان می کنم

شعر یلدا , شعر در مورد یلدا , شعر درباره یلدا , شعر در وصف یلدا

شعر جدید از عبدالجبار کاکایی

یک شهر دعا کرد و بلا کم نشد امسال

خون شد جگر خلق و محرم نشد امسال

ای ماه چه دیر آمدی از راه و عجیب است

دل واپس تو  عالم و آدم نشد امسال

شعر اعتماد , شعر در مورد اعتماد , شعر درباره اعتماد , شعر در وصف اعتماد

شعر های جدید عبدالجبار کاکایی

پیش از تو محرم شد و پیش از تو عزا بود

مویی ز عزاداری تو کم نشد امسال

جایی ننشستیم که یادی نشد از درد

شعری نسرودیم که ماتم نشد امسال

شعر روزه , شعر در مورد روزه , شعر درباره روزه , شعر در وصف روزه

بهترین اشعار عبدالجبار کاکایی

صد خیمه ی خاموش به تاراج جنون رفت

یک خاطر آسوده فراهم نشد امسال

در گریه نهفتیم عزای شب خود را

تاوان تو زخمی ست که مرهم نشد امسال

شعر سفر , شعر در مورد سفر , شعر درباره سفر , شعر در وصف سفر

اشعار عبدالجبار کاکایی

نقش ِکاشیای نقاشی شدی

سنگ ِمسجدای بی نام ونشون

عطر ِسجاده ی نخ نمای من

شمع ِسقا خونه های این واون

شعر ماه شهریور , شعر در مورد ماه شهریور , شعر درباره ماه شهریور , شعر در وصف ماه شهریور

دانلود اشعار عبدالجبار کاکایی

پای منبرای کهنه گم شدی

توی کشکول ِکتابای عتیق

حل شدی درست مث یه حبه قند

ته استکانِ ِحرفای عمیق

شعر طبیعت , شعر در مورد طبیعت , شعر درباره طبیعت , شعر در وصف طبیعت

اشعار زیبای عبدالجبار کاکایی

پاتوق ِندیمه های بی گناه

نخ ِتسبیح ستاره ها شدی

مهرتُ گرفتی و روز ازل

از من ِبی سر وپا جدا شدی

شعر ماه تیر , شعر در مورد ماه تیر , شعر درباره ماه تیر , شعر در وصف ماه تیر

اشعار عاشقانه عبدالجبار کاکایی

تو کجایی که فرشته ها می گن

من اگه توبه کنم میای پیشم

پر کن آغوشمُ از عطر ِتنت

من از این فاصله عاشق نمی شم

اشعار عبدالجبار کاکایی

اشعار فروغ فرخزاد

جمعه 26 آبان 1396 ساعت 18:33

اشعار فروغ فرخزاد

شعر در مورد فروغ فرخزاد,شعر در مورد زن فروغ فرخزاد,شعر در مورد عشق فروغ فرخزاد,شعر در مورد عشق از فروغ فرخزاد,شعری در باره فروغ فرخزاد,شعری درمورد فروغ فرخزاد,شعر در مورد پاییز از فروغ فرخزاد,شعر در مورد باران از فروغ فرخزاد,شعر در مورد تولد از فروغ فرخزاد,شعر درباره مادر فروغ فرخزاد,شعر درباره فروغ فرخزاد,شعری در مورد بهار از فروغ فرخزاد,شعری درباره فروغ فرخزاد,درباره شعرهای فروغ فرخزاد,شعر درباره باران از فروغ فرخزاد,شعر فروغ فرخزاد,شعر فروغ فرخزاد با صدای خودش,شعر فروغ فرخزاد و حمید مصدق,شعر فروغ فرخزاد سیب,شعر فروغ فرخزاد و جواب حمید مصدق,شعر سیب حمید مصدق و فروغ فرخزاد,اشعار فروغ فرخزاد و حمید مصدق,شعرهای عاشقانه فروغ فرخزاد و حمید مصدق برای یکدیگر,شعرهای عاشقانه و جالب فروغ فرخزاد و حمید مصدق برای یکدیگر,شعر سیب فروغ فرخزاد,شعر باغ سیب فروغ فرخزاد,پاسخ فروغ فرخزاد به شعر سیب,اشعار فروغ فرخزاد سیب,شعر فروغ فرخزاد در مورد سیب,شعر درخت سیب فروغ فرخزاد,شعر سیب سرخ فروغ فرخزاد,دانلود شعر سیب فروغ فرخزاد,شعر سیب و پاسخ فروغ فرخزاد,اشعار فروغ فرخزاد,اشعار فروغ فرخزاد Pdf,اشعار فروغ فرخزاد تولدی دیگر,اشعار فروغ فرخزاد به زبان انگلیسی,اشعار فروغ فرخزاد اسیر,اشعار فروغ فرخزاد عصیان,شعر فروغ فرخزاد Pdf,دیوان اشعار فروغ فرخزاد Pdf,مجموعه اشعار فروغ فرخزاد Pdf,کتاب اشعار فروغ فرخزاد Pdf,دانلود کتاب اشعار فروغ فرخزاد Pdf,دانلود دیوان اشعار فروغ فرخزاد Pdf,دانلود رایگان اشعار فروغ فرخزاد Pdf,دانلود شعر فروغ فرخ زاد Pdf,دانلود فایل Pdf اشعار فروغ فرخزاد,شعر فروغ فرخزاد تولدی دیگر,دانلود اشعار فروغ فرخ زاد تولدی دیگر,دانلود تولدی دیگر، اشعار فروغ فرخزاد(جاوا،آندروید،تبلت وpdf),شعر فروغ فرخزاد اسیر,اشعار فروغ فرخزاد دیوار,شعر فروغ فرخزاد عصیان

اشعار فروغ فرخزاد

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد فروغ فرخزاد برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

یک روزِ بلند آفتابى

در آبى بیکران دریا

امواج تو را به من رساندند …!

شعر کوچه , شعر در مورد کوچه , شعر درباره کوچه , شعر در وصف کوچه

شعر در مورد فروغ فرخزاد

از من است این غم که بر جان من است

دیگر این خود کرده راتدبیر نیست

پای در زنجیر می نالم که هیچ

الفتم با حلقهٔ زنجیر نیست

شعر فکر کردن , شعر در مورد فکر کردن , شعر درباره فکر کردن , شعر در وصف فکر کردن

شعر در مورد زن فروغ فرخزاد

چرا من این‌همه کوچک هستم

که در خیابان‌ها گم می‌شوم

چرا پدر که این‌همه کوچک نیست

و در خیابان‌ها هم گم نمی‌شود

کاری نمی‌کند که آنکسی که بخواب من آمده‌ست

روزِ‌ آمدنش را جلو بیاندازد

شعر فاصله , شعر در مورد فاصله , شعر درباره فاصله , شعر در وصف فاصله

شعر در مورد عشق فروغ فرخزاد

آیا دوباره من از پله های کنجکاوی خود

بالا خواهم رفت

تا به خدای خوب ،

که در پشت بام خانه قدم می زند سلام بگویم ؟

شعر فراق , شعر در مورد فراق , شعر درباره فراق , شعر در وصف فراق

شعر در مورد عشق از فروغ فرخزاد

به چمنزار بیا

به چمنزار بزرگ

و صدایم کن ، از پشت نفس های گل ابریشم

همچنان آهو که جفتش را

شعر فرشته , شعر در مورد فرشته , شعر درباره فرشته , شعر در وصف فرشته

شعری در باره فروغ فرخزاد

در جذبه ای که حاصلِ زیبایی

شب است

رویایِ دور دستِ تو

نزدیک می شود

شعر امام حسین , شعر در مورد امام حسین , شعر درباره امام حسین , شعر در وصف امام حسین

شعری درمورد فروغ فرخزاد

انگار

آن شعله های بنفش

که در ذهن پاک پنجره ها می سوخت

چیزی بجز تصور معصومی از چراغ نبود

شعر امام سجاد , شعر در مورد امام سجاد , شعر درباره امام سجاد , شعر در وصف امام سجاد

شعر در مورد پاییز از فروغ فرخزاد

نگه دگر به سوی من چه می کنی؟

چو در بر رقیب من نشسته ای

به حیرتم که بعد از این فریب ها

تو هم پی فریب من نشسته ای

شعر قدر یکدیگر را دانستن , شعر در مورد قدر یکدیگر را دانستن , شعر درباره قدر یکدیگر را دانستن , شعر در وصف قدر یکدیگر را دانستن

شعر در مورد باران از فروغ فرخزاد

در حالِ …

دوست داشتن

تواَم

مثل پیچک

بى

دیوار …

شعر ماه خرداد , شعر در مورد ماه خرداد , شعر درباره ماه خرداد , شعر در وصف ماه خرداد

شعر در مورد تولد از فروغ فرخزاد

تمام شب آنجا میان سینه من کسی

ز نومیدی نفس نفس می زد

کسی به پا می خاست

کسی تو را میخواست…

شعر گیسو , شعر در مورد گیسو , شعر درباره گیسو , شعر در وصف گیسو

شعر درباره مادر فروغ فرخزاد

آه…

سهم من اینست

سهم من اینست

سهم من

آسمانیست که آویختن پرده‌ای آن را از من می‌گیرد

شعر لیلی و مجنون , شعر در مورد لیلی و مجنون , شعر درباره لیلی و مجنون , شعر در وصف لیلی و مجنون

شعر درباره فروغ فرخزاد

بر لبانم قفل خاموشی زدم

با کلیدی آشنا بازش کنید

کودک دل رنجهٔ دست جفاست

با سر انگشت وفا نازش کنید

شعر ثریا , شعر در مورد ثریا , شعر درباره ثریا , شعر در وصف ثریا

شعری در مورد بهار از فروغ فرخزاد

و خاک

خاک پذیرنده

اشارتیست به آرامش…

شعر گذشته , شعر در مورد گذشته , شعر درباره گذشته , شعر در وصف گذشته

شعری درباره فروغ فرخزاد

سلام ای شب معصوم !

میان پنجره و دیدن

همیشه فاصله ای ست …

شعر گذشت , شعر در مورد گذشت , شعر درباره گذشت , شعر در وصف گذشت

درباره شعرهای فروغ فرخزاد

دانی از زندگی چه می خواهم؟

من، تو باشم

تو

پای تا سر تو !

زندگی گر هزار باره بُوَد

بار دیگر تو

بار دیگر تو ..!

شعر قلب , شعر در مورد قلب , شعر درباره قلب , شعر در وصف قلب

شعر فروغ فرخزاد

آه اگر باز به

سویم آیی…

دگر از کف ندهم

آسانت….!

شعر یاد خدا , شعر در مورد یاد خدا , شعر درباره یاد خدا , شعر در وصف یاد خدا

شعر درباره باران از فروغ فرخزاد

پاییز، ای مسافر خاک آلوده

در دامنت چه چیز نهان داری

جز برگهای مرده و خشکیده

دیگر چه ثروتی به جهان داری

شعر یار , شعر در مورد یار , شعر درباره یار , شعر در وصف یار

شعر فروغ فرخزاد با صدای خودش

کتابی ، خلوتی ، شعری ، سکوتی

مرا مستی و سکر زندگانی است

چه غم گر در بهشتی ره ندارم

که در قلبم بهشتی جاودانی است

شعر وطن , شعر در مورد وطن , شعر درباره وطن , شعر در وصف وطن

شعر فروغ فرخزاد و حمید مصدق

شانه‌های تو …

همچو صخره‌های سخت و پر غرور

موج گیسوان من در این نشیب

سینه می‌کشد چو آبشار نور

شعر باران , شعر در مورد باران , شعر درباره باران , شعر در وصف باران

شعر فروغ فرخزاد سیب

شانه‌های تو…

در خروش آفتاب داغ پرشکوه

زیر دانه‌های گرم و رو‌شن عرق

برق می‌زند چو قله‌های کوه

شعر بچه , شعر در مورد بچه , شعر درباره بچه , شعر در وصف بچه

شعر فروغ فرخزاد و جواب حمید مصدق

شانه‌های تو …

قبله‌گاه دیدگان پرنیاز من

شانه‌های تو،

مُهر سنگی نماز من!

شعر ماه فروردین , شعر در مورد ماه فروردین , شعر درباره ماه فروردین , شعر در وصف ماه فروردین

شعر سیب حمید مصدق و فروغ فرخزاد

همچون نسیمِ صبح

لرزان و بی قرار وزیدم به سوی تو

اما تو هیچ بودی و دیدم هنوز هم

در سینه هیچ نیست

بجز آرزوی تو…

شعر کافه , شعر در مورد کافه , شعر درباره کافه , شعر در وصف کافه

اشعار فروغ فرخزاد و حمید مصدق

ای لبانـــم بــــوسه گاه  بوسه‌ات،

خیــره چشمانــم به راه بوسه‌ات…!

شعر چپ دست ها , شعر در مورد چپ دست ها , شعر درباره چپ دست ها , شعر در وصف چپ دست ها

شعرهای عاشقانه فروغ فرخزاد و حمید مصدق برای یکدیگر

باز لب های عطش کرده ی من

لب ِسوزان تو را می جوید

می تپد قلبم و با هر تپشی

قصه ی عشق تو را می گوید.

شعر حج , شعر در مورد حج , شعر درباره حج , شعر در وصف حج

شعرهای عاشقانه و جالب فروغ فرخزاد و حمید مصدق برای یکدیگر

بعد از آن دیوانگی ها ای دریغ

باورم ناید که عاشق گشته ام

گوئیا «او» مرده در من کاینچنین

خسته و خاموش و باطل گشته ام

شعر چاپلوسی , شعر در مورد چاپلوسی , شعر درباره چاپلوسی , شعر در وصف چاپلوسی

شعر سیب فروغ فرخزاد

امشب از آسمان دیده ی تو

روی شعرم ستاره می بارد

در سکوت سپید کاغذها

پنجه هایم جرقه می کارد

شعر جوانی , شعر در مورد جوانی , شعر درباره جوانی , شعر در وصف جوانی

شعر باغ سیب فروغ فرخزاد

شعر دیوانه ی تب آلودم

شرمگین از شیار خواهش ها

پیکرش را دوباره می سوزد

عطش جاودان آتش ها

شعر بهشت , شعر در مورد بهشت , شعر درباره بهشت , شعر در وصف بهشت

پاسخ فروغ فرخزاد به شعرسیب

آری آغاز، دوست داشتن است

گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان، دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست.

شعر چرخ گردون , شعر در مورد چرخ گردون , شعر درباره چرخ گردون , شعر در وصف چرخ گردون

اشعار فروغ فرخزاد سیب

از سیاهی چرا هراسیدن

شب پر از قطره های الماس است

آنچه از شب بجای می ماند

عطر سُکر آور گل یاس است

شعر جدایی , شعر در مورد جدایی , شعر درباره جدایی , شعر در وصف جدایی

شعر فروغ فرخزاد در مورد سیب

آه! بگذار گم شوم در تو

کس نیابد ز من نشانه ی من

روح سوزان و آه مرطوبت

بوزد بر تن ترانه ی من

شعر جاده , شعر در مورد جاده , شعر درباره جاده , شعر در وصف جاده

شعر درخت سیب فروغ فرخزاد

آه! بگذار زین دریچه ی باز

خفته در پرنیان رویاها

با پر روشنی سفر گیرم

بگذرم از حصار دنیاها

شعر چهره زیبا , شعر در مورد چهره زیبا , شعر درباره چهره زیبا , شعر در وصف چهره زیبا

شعر سیب سرخ فروغ فرخزاد

دانی از زندگی چه می خواهم؟

من تو باشم، پای تا سر تو

زندگی گر هزار باره بوَد

بار دیگر تو، بار دیگر تو

شعر چای , شعر در مورد چای , شعر درباره چای , شعر در وصف چای

دانلود شعر سیب فروغ فرخزاد

آنچه در من نهفته دریایی ست

کی توان نهفتنم باشد

با تو زین سهمگین طوفانی

کاش یارای گفتنم باشد

شعر دختر , شعر در مورد دختر , شعر درباره دختر , شعر در وصف دختر

شعر سیب و پاسخ فروغ فرخزاد

بس که لبریزم از تو می خواهم

بدوم در میان صحرا ها

سر بسایم به سنگ کوهستان

تن بکوبم به موج دریاها

شعر استاد , شعر در مورد استاد , شعر درباره استاد , شعر در وصف استاد

اشعار فروغ فرخزاد

بس که لبریزم از تو می خواهم

چون غباری ز خود فرو ریزم

زیر پای تو سر نهم آرام

به سبک سایه ی تو ْآویزم

شعر باد , شعر در مورد باد , شعر درباره باد , شعر در وصف باد

اشعار فروغ فرخزاد Pdf

برای کفشی که

همیشه پایت را می زند

فرقی نمی کند

تو راهت را درست رفته باشی یا اشتباه

هر مسیری را با او

همقدم شوی

باز هم

دست آخر

به تاول های پایت می رسی

آدم ها هم به کفش ها بی شباهت نیستند

کفشی که همیشه پایت را می زند

آدمی که همیشه آزارت می دهد

هیچ وقت نخواهد فهمید

تو چه دردی را تحمل کردی

تا با او همقدم باشی.

شعر یاد دوست , شعر در مورد یاد دوست , شعر درباره یاد دوست , شعر در وصف یاد دوست

اشعار فروغ فرخزاد تولدی دیگر

چون سنگ ها صدای مرا گوش می کنی

سنگی و ناشنیده فراموش می کنی

شعر آرامش , شعر در مورد آرامش , شعر درباره آرامش , شعر در وصف آرامش

اشعار فروغ فرخزاد به زبان انگلیسی

هیچ صیادی

در جوی حقیری

که به گودالی می ریزد

مرواریدی صید نخواهد کرد.

شعر آفتاب , شعر در مورد آفتاب , شعر درباره آفتاب , شعر در وصف آفتاب

اشعار فروغ فرخزاد اسیر

من از نهایت شب حرف می زنم

من از نهایت تاریکی

و از نهایت شب حرف می زنم…

شعر آینه , شعر در مورد آینه , شعر درباره آینه , شعر در وصف آینه

اشعار فروغ فرخزاد عصیان

اگر به خانه ی من آمدی

برای من

ای مهربان!

چراغ بیاور

و یک دریچه که از آن

به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم 

شعر دروغ , شعر در مورد دروغ , شعر درباره دروغ , شعر در وصف دروغ

شعر فروغ فرخزاد Pdf

و این منم

زنی تنها

در آستانه ی فصلی سرد

در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین

و یأس ساده و غمناک آسمان

و ناتوانی این دست‌های سیمانی.

شعر خبر خوش , شعر در مورد خبر خوش , شعر درباره خبر خوش , شعر در وصف خبر خوش

دیوان اشعار فروغ فرخزاد Pdf

ای شب از رویای تو رنگین شده

سینه از عطر توام سنگین شده

ای به روی چشم من گسترده خویش

شادیم بخشیده از اندوه بیش

همچو بارانی که شوید جسم خاک

هستیم زآلودگی ها کرده پاک

شعر یتیم نوازی , شعر در مورد یتیم نوازی , شعر درباره یتیم نوازی , شعر در وصف یتیم نوازی

مجموعه اشعار فروغ فرخزاد Pdf

ای تپش های تن سوزان من

آتشی در سایهء مژگان من

ای ز گندمزارها سرشارتر

ای ز زرین شاخه ها پر بارتر

ای در بگشوده بر خورشیدها

در هجوم ظلمت تردیدها

با توام دیگر ز دردی بیم نیست

هست اگر، جز درد خوشبختیم نیست

شعر حسود , شعر در مورد حسود , شعر درباره حسود , شعر در وصف حسود

کتاب اشعار فروغ فرخزاد Pdf

ای دل تنگ من و این بار نور؟

هایهوی زندگی در قعر گور؟

شعر حماقت , شعر در مورد حماقت , شعر درباره حماقت , شعر در وصف حماقت

دانلود کتاب اشعار فروغ فرخزاد Pdf

درد تاریکیست درد خواستن

رفتن و بیهوده خود را کاستن

سر نهادن بر سیه دل سینه ها

سینه آلودن به چرک کینه ها

در نوازش، نیش ماران یافتن

زهر در لبخند یاران یافتن

زر نهادن در کف طرارها

شعر خاطره , شعر در مورد خاطره , شعر درباره خاطره , شعر در وصف خاطره

دانلود دیوان اشعار فروغ فرخزاد Pdf

تو را می خواهم و دانم که هرگز

به کام دل در آغوشت نگیرم

توئی آن آسمان صاف و روشن

من این کنج قفس، مرغی اسیرم…

شعر خانواده , شعر در مورد خانواده , شعر درباره خانواده , شعر در وصف خانواده

دانلود رایگان اشعار فروغ فرخزاد Pdf

شبانگاهان که مه می رقصد آرام

میان آسمان گنگ و خاموش

تو در خوابی و من مست هوس ها

تن مهتاب را گیرم در آغوش

شعر دنیا , شعر در مورد دنیا , شعر درباره دنیا , شعر در وصف دنیا

دانلود شعر فروغ فرخ زاد Pdf

نگاه کن

که غم درون دیده ام چگونه قطره قطره آب می شود

چگونه سایه سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می شود

نگاه کن

تمام هستی ام خراب می شود

شراره ای مرا به کام می کشد

مرا به اوج می برد

مرا به دام می کشد

شعر دیدار , شعر در مورد دیدار , شعر درباره دیدار , شعر در وصف دیدار

دانلود فایل Pdf اشعار فروغ فرخزاد

ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺍﻣﺎ ﻣﻦ

ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻝ

ﺧﻮﺩ می فهمم!

ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﺭﻧﮓ

ﺯﯾﺒﺎﯼ ﺍﻧﺎﺭ

شعر دست , شعر در مورد دست , شعر درباره دست , شعر در وصف دست

شعر فروغ فرخزاد تولدی دیگر

ﺣﯿﺎﻁ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﺎ ﺗﻨﻬﺎﺳﺖ

ﺣﯿﺎﻁ ﺧﺎﻧﻪ ﯼ ﻣﺎ

ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺑﺎﺭﺵ ﯾﻚ ﺍﺑﺮ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ

ﺧﻤﯿﺎﺯﻩ ﻣﯿﻜﺸﺪ

ﻭ ﺣﻮﺽ ﺧﺎﻧﻪ ﯼ ﻣﺎ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﺳﺖ.

شعر بخت و اقبال , شعر در مورد بخت و اقبال , شعر درباره بخت و اقبال , شعر در وصف بخت و اقبال

دانلود اشعار فروغ فرخ زاد تولدی دیگر

دیدگان تو در قاب اندوه

سرد و خاموش

خفته بودند

زودتر از تو

ناگفته ها را

با زبان نگه گفته بودند

شعر دوست داشتن , شعر در مورد دوست داشتن , شعر درباره دوست داشتن , شعر در وصف دوست داشتن

دانلود تولدی دیگر

آن کلاغی که پرید

از فراز سر ما

و فرو رفت

در اندیشهٔ آشفتهٔ ابری ولگرد

و صدایش

همچون نیزهٔ کوتاهی،

پهنای افق را پیمود

خبر ما را با خود خواهد برد به شهر

شعر یزد , شعر در مورد یزد , شعر درباره یزد , شعر در وصف یزد

اشعار فروغ فرخزاد(جاوا،آندروید،تبلت وpdf)

ما رفته ایم در دل شب های ماهتاب

بـا قـایـقـی بـه سـینه امـواج بـیکـران

بشکفت در سکوت پریشان نیمه شب

بـر بــزم مـا نـگـاه سـپـیـد سـتـارگـان

شعر خانه , شعر در مورد خانه , شعر درباره خانه , شعر در وصف خانه

شعر فروغ فرخزاد اسیر

هیچ میدانی؛

که من در قلب خویش،

نقشی از عشق تو پنهان داشتم؟

شعر روزگار , شعر در مورد روزگار , شعر درباره روزگار , شعر در وصف روزگار

اشعار فروغ فرخزاد دیوار

کاش چون پرتو خورشید بهار

سحر از پنجره می تابیدم

از پس پرده لرزان حریر

رنگ چشمان تو را می دیدم

شعر صلح و آشتی , شعر در مورد صلح و آشتی , شعر درباره صلح و آشتی , شعر در وصف صلح و آشتی

شعر فروغ فرخزاد عصیان

ﺁﻩ

ﺁﺭﯼ ، ﺍﯾﻦ ﻣﻨﻢ

ﺍﻣﺎ ﭼﻪ ﺳﻮﺩ

ﺍﻭ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻦ ﺑﻮﺩ

ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺴﺖ، ﻧﯿﺴﺖ…!!

شعر حضرت ابوالفضل العباس , شعر در مورد حضرت ابوالفضل العباس , شعر درباره حضرت ابوالفضل العباس , شعر در وصف حضرت ابوالفضل العباس

شعر در مورد فروغ فرخزاد

لب من از ترانه می سوزد

سینه ام عاشقانه می سوزد

پوستم می شکافد از هیجان

پیکرم از جوانه می سوزد

شعر ثروت , شعر در مورد ثروت , شعر درباره ثروت , شعر در وصف ثروت

شعر در مورد زن فروغ فرخزاد

از من است این غم که بر جان من است

دیگر این خود کرده راتدبیر نیست

پای در زنجیر می نالم که هیچ

الفتم با حلقهٔ زنجیر نیست

شعر حضرت فاطمه , شعر در مورد حضرت فاطمه , شعر درباره حضرت فاطمه , شعر در وصف حضرت فاطمه

شعر در مورد عشق فروغ فرخزاد

هم زبانی نیست تا برگویمش

راز این اندوه وحشتبار خویش

بی گمان هرگز کسی چون من نکرد

خویشتن را مایهٔ آزار خویش

شعر حضرت زینب , شعر در مورد حضرت زینب , شعر درباره حضرت زینب , شعر در وصف حضرت زینب

شعر در مورد عشق از فروغ فرخزاد

رفته است و مهرش از دلم نمی رود

ای ستاره ها چه شد که او مرا نخواست؟

ای ستاره ها، ستاره ها، ستاره ها

پس دیار عاشقان جاودان کجاست؟

شعر ماه آبان , شعر در مورد ماه آبان , شعر درباره ماه آبان , شعر در وصف ماه آبان

شعری در باره فروغ فرخزاد

من به مردی وفا نمودم و او

پشت پا زد به عشق و امیدم

هر چه دادم به او حلالش باد

غیر از آن دل که مفت بخشیدم

شعر ماه آذر , شعر در مورد ماه آذر , شعر درباره ماه آذر , شعر در وصف ماه آذر

شعری درمورد فروغ فرخزاد

دل من کودکی سبکسر بود

خود ندانم چگونه رامش کرد

او که می گفت دوستت دارم

پس چرا زهر غم بجامش کرد

شعر تواضع , شعر در مورد تواضع , شعر درباره تواضع , شعر در وصف تواضع

شعر در مورد پاییز از فروغ فرخزاد

اگر از شهد آتشین لب من

جرعه ای نوش کرد و شد سرمست

حسرتم نیست زآنکه این لب را

بوسه های نداده بسیار است

شعر مو , شعر در مورد مو , شعر درباره مو , شعر در وصف مو

شعر در مورد باران از فروغ فرخزاد

باز هم در نگاه خاموشم

قصه های نگفته ای دارم

باز هم چون به تن کنم جامه

فتنه های نهفته ای دارم

شعر تابستان , شعر در مورد تابستان , شعر درباره تابستان , شعر در وصف تابستان

شعر در مورد تولد از فروغ فرخزاد

باز هم می توان به گیسویم

چنگی از روی عشق ومستی زد

باز هم می توان در آغوشم

پشت پا بر جهان هستی زد

شعر یلدا , شعر در مورد یلدا , شعر درباره یلدا , شعر در وصف یلدا

شعر درباره مادر فروغ فرخزاد

باز هم می دود به دنبالم

دیدگانی پر از امید و نیاز

باز هم با هزار خواهش گنگ

می دهندم بسوی خویش آواز

شعر اعتماد , شعر در مورد اعتماد , شعر درباره اعتماد , شعر در وصف اعتماد

شعر درباره فروغ فرخزاد

باز هم دارم آنچه را که شبی

ریختم چون شراب در کامش

دارم آن سینه را که او می گفت

تکیه گاهیست بهر آلامش

شعر روزه , شعر در مورد روزه , شعر درباره روزه , شعر در وصف روزه

شعری در مورد بهار از فروغ فرخزاد

تو را می خواهم و دانم که هرگز

به کام دل در آغوشت نگیرم

شعر سفر , شعر در مورد سفر , شعر درباره سفر , شعر در وصف سفر

شعری درباره فروغ فرخزاد

میروم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگه ویرانه ی خویش

بخدا میبرم از شهر شما

دل شوریده و دیوانه ی خویش

شعر ماه شهریور , شعر در مورد ماه شهریور , شعر درباره ماه شهریور , شعر در وصف ماه شهریور

درباره شعرهای فروغ فرخزاد

شادم که در شرار تو می سوزم

شادم که در خیال تو می گریم

شادم که بعد وصل تو باز اینسان

در عشق بی زوال تو می گریم

شعر طبیعت , شعر در مورد طبیعت , شعر درباره طبیعت , شعر در وصف طبیعت

شعر درباره باران از فروغ فرخزاد

پنداشتی که چون ز تو بگسستم

دیگر مرا خیال تو در سر نیست

اما چه گویمت که جز این آتش

بر جان من شراره دیگر نیست

شعر ماه تیر , شعر در مورد ماه تیر , شعر درباره ماه تیر , شعر در وصف ماه تیر

شعر فروغ فرخزاد

شعر گفتم که ز دل بردارم

بار سنگین غم عشقش را

شعر خود جلوه ئی از رویش شد

با که گویم ستم عشقش را…

شعر امام محمد باقر , شعر در مورد امام محمد باقر , شعر درباره امام محمد باقر , شعر در وصف امام محمد باقر

شعر فروغ فرخزاد با صدای خودش

من اتفاقی بودم

که انگار

تنها

در چشمان تو رخ میداد

اشعار فروغ فرخزاد

اشعار پروین اعتصامی

سه‌شنبه 23 آبان 1396 ساعت 18:49

اشعار پروین اعتصامی

شعر پروین اعتصامی,شعر پروین اعتصامی سنگ قبر,شعر پروین اعتصامی اشک یتیم,نقد شعر اشک یتیم پروین اعتصامی,اشعار پروین اعتصامی اشک یتیم,معنی شعر پروین اعتصامی اشک یتیم,شعر های پروین اعتصامی اشک یتیم,شعر پروین اعتصامی به نام اشک یتیم,شعر اشک یتیم پروین اعتصامی با معنی,شعر کامل اشک یتیم پروین اعتصامی,متن شعر اشک یتیم پروین اعتصامی,اشعار پروین اعتصامی,اشعار پروین اعتصامی اشک یتیم,اشعار پروین اعتصامی کوتاه,اشعار پروین اعتصامی,اشعار پروین اعتصامی سیاسی,اشعار پروین اعتصامی گنجور,شعر پروین اعتصامی سنگ قبر,شعر پروین اعتصامی اشک یتیم,معنی شعر پروین اعتصامی اشک یتیم,شعر های پروین اعتصامی اشک یتیم,شعر پروین اعتصامی به نام اشک یتیم,شعر از پروین اعتصامی کوتاه,شعر های پروین اعتصامی کوتاه,اشعار کوتاه عاشقانه پروین اعتصامی,کوتاه ترین اشعار پروین اعتصامی,اشعار کوتاه زیبا پروین اعتصامی,اشعار کوتاه ناب پروین اعتصامی,شعر پروین اعتصامی گنجور,شعر در مورد بهار از پروین اعتصامی,شعر درباره بهار از پروین اعتصامی,شعر در باره مادر پروین اعتصامی,شعری در مورد مادر از پروین اعتصامی,شعر در مورد مادر از پروین اعتصامی,شعر درباره مادر از پروین اعتصامی,شعری در مورد نوجوانی از پروین اعتصامی,شعری درباره ی نوجوانی از پروین اعتصامی,شعر در مورد نوجوانی از پروین اعتصامی,شعر درباره ی نوجوانی از پروین اعتصامی,شعر درباره ی مادر از پروین اعتصامی,شعری در مورد پروین اعتصامی,شعری در باره پروین اعتصامی,درباره شعر پروین اعتصامی,شعر شهریار در مورد پروین اعتصامی,شعر کوتاه در مورد پروین اعتصامی,شعر درمورد پروین اعتصامی,درباره اشعار پروین اعتصامی,درمورد شعر پروین اعتصامی,شعر درباره ی پروین اعتصامی,شعری درباره ی پروین اعتصامی,شعر پروین اعتصامی درباره ایران,شعر پروین اعتصامی درباره حضرت موسی,شعر پروین اعتصامی درباره مسلمانی,شعری در باره ی پروین اعتصامی,شعر در مورد پروین اعتصامی,شعر پروین اعتصامی در مورد مادر مادر

اشعار پروین اعتصامی

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد پروین اعتصامی برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

اینکه خاک سیهش بالین است

اختر چرخ ادب پروین است

گرچه جز تلخی از ایام ندید

هر چه خواهی سخنش شیرین است

صاحب آن همه گفتار امروز

سائل فاتحه و یاسین است

دوستان به که ز وی یاد کنید

دل بی دوست دلی غمگین است

خاک در دیده بسی جان فرساست

سنگ بر سینه ، بسی سنگین است

هر که باشی و ز هرجا برسی

آخرین منزل هستی این است

آدمی هرچه توانگر باشد

چو بدین نقطه رسد مسکین است

خرم آنکس که در این محنت گاه

خاطری را سبب تسکین است

اشعار صائب تبریزی , شعر صائب تبریزی , شعر صائب تبریزی بهشت , شعر صائب تبریزی در مورد بهشت

شعر پروین اعتصامی

کاهلی در گوشه‌ای افتاد سست

خسته و رنجور، اما تندرست

عنکبوتی دید بر در، گرم کار

گوشه گیر از سرد و گرم روزگار

دوک همت را به کار انداخته

جز ره سعی و عمل نشناخته

پشت در افتاده، اما پیش بین

از برای صید، دائم در کمین

شعر ابوسعید ابوالخیر , اشعار ابوسعید ابوالخیر , شعر عاشقانه از ابوسعید ابوالخیر , کتاب شعر ابوسعید ابوالخیر , زیباترین شعر ابوسعید ابوالخیر

شعر پروین اعتصامی سنگ قبر

رشته‌ها رشتی ز مو باریکتر

زیر و بالا، دورتر، نزدیکتر

پرده می ویخت پیدا و نهان

ریسمان می تافت از آب دهان

درس ها می داد بی نطق و کلام

فکرها می‌پخت با نخ های خام

کاردانان، کار زین سان می کنند

تا که گویی هست، چوگان می زنند

اشعار سعدی , اشعار سعدی شیرازی , شعر سعدی شیرازی عاشقانه , غزلیات سعدی شیرازی

شعر پروین اعتصامی اشک یتیم

گه تبه کردی، گهی آراستی

گه درافتادی، گهی برخاستی

کار آماده ولی افزار نه

دایره صد جا ولی پرگار نه

زاویه بی حد، مثلث بی شمار

این مهندس را که بود آموزگار؟!

کار کرده، صاحب کاری شده

اندر آن معموره معماری شده

شعر ظهر عاشورا , شعر در مورد ظهر عاشورا , شعر در وصف ظهر عاشورا , شعر درباره ظهر عاشورا

نقد شعر اشک یتیم پروین اعتصامی

این چنین سوداگری را سودهاست

وندرین یک تار، تار و پودهاست

پای کوبان در نشیب و در فراز

ساعتی جولا، زمانی بندباز

پست و بی مقدار، اما سربلند

ساده و یک دل، ولی مشکل پسند

اوستاد اندر حساب رسم و خط

طرح و نقشی خالی از سهو و غلط

شعر ضربان قلب , شعر در مورد ضربان قلب , شعر در وصف ضربان قلب , شعر درباره ضربان قلب

اشعار پروین اعتصامی اشک یتیم

گفت کاهل کاین چه کار سرسری ست؟

آسمان، زین کار کردنها بری ست

کوها کارست در این کارگاه

کس نمی‌بیند ترا، ای پر کاه

می تنی تاری که جاروبش کنند؟

می کشی طرحی که معیوبش کنند؟

هیچ گه عاقل نسازد خانه‌ای

که شود از عطسه‌ای ویرانه‌ای

شعر ذوالفقار , شعر در مورد ذوالفقار , شعر در وصف ذوالفقار , شعر درباره ذوالفقار

معنی شعر پروین اعتصامی اشک یتیم

پایه می سازی ولی سست و خراب

نقش نیکو می زنی، اما بر آب

رونقی می جوی گر ارزنده‌ای

دیبه‌ای می باف گر بافنده‌ای

کس ز خلقان تو پیراهن نکرد

وین نخ پوسیده در سوزن نکرد

کس نخواهد دیدنت در پشت در

کس نخواهد خواندنت ز اهل هنر

شعر ذوالجناح , شعر در مورد ذوالجناح , شعر در وصف ذوالجناح , شعر درباره ذوالجناح

شعر های پروین اعتصامی اشک یتیم

بی سر و سامانی از دود و دمی

غرق در طوفانی از آه و نمی

کس نخواهد دادنت پشم و کلاف

کس نخواهد گفت کشمیری بباف

بس زبر دست ست چرخ کینه‌توز

پنبه ی خود را در این آتش مسوز

چون تو نساجی، نخواهد داشت مزد

دزد شد گیتی، تو نیز از وی بدزد

شعر ظاهر و باطن , شعر در مورد ظاهر و باطن , شعر در وصف ظاهر و باطن , شعر درباره ظاهر و باطن

شعر پروین اعتصامی به نام اشک یتیم

خسته کردی زین تنیدن پا و دست

رو بخواب امروز، فردا نیز هست

تا نخوردی پشت پایی از جهان

خویش را زین گوشه گیری وارهان

گفت آگه نیستی ز اسرار من

چند خندی بر در و دیوار من؟!

علم ره بنمودن از حق، پا ز ما

قدرت و یاری از او، یارا ز ما

شعر عاشورا , شعر در مورد عاشورا , شعر در وصف عاشورا , شعر درباره عاشورا

شعر اشک یتیم پروین اعتصامی با معنی

تو به فکر خفتنی در این رباط

فارغی زین کارگاه و زین بساط

در تکاپوییم ما در راه دوست

کارفرما او و کارآگاه اوست

گر چه اندر کنج عزلت ساکنم

شور و غوغایی ست اندر باطنم

دست من بر دستگاه محکمی ست

هر نخ اندر چشم من ابریشمی است

شعر ژاله , شعر در مورد ژاله , شعر در وصف ژاله , شعر درباره ژاله

شعر کامل اشک یتیم پروین اعتصامی

کار ما گر سهل و گر دشوار بود

کارگر می خواست، زیرا کار بود

صنعت ما پرده‌های ما بس است

تار ما هم دیبه و هم اطلس است

ما نمی‌بافیم از بهر فروش

ما نمی گوییم کاین دیبا بپوش

عیب ما زین پرده‌ها پوشیده شد

پرده ی پندار تو پوسیده شد

شعر ضمیر ناخودآگاه , شعر در مورد ضمیر ناخودآگاه , شعر در وصف ضمیر ناخودآگاه , شعر درباره ضمیر ناخودآگاه

متن شعر اشک یتیم پروین اعتصامی

گر، درد این پرده، چرخ پرده در

رخت بر بندم، روم جای دگر

گر سحر ویران کنند این سقف و بام

خانه ی دیگر بسازم وقت شام

گر ز یک کنجم براند روزگار

گوشه ی دیگر نمایم اختیار

ما که عمری پرده‌داری کرده‌ایم

در حوادث، بردباری کرده‌ایم

شعر ژن , شعر در مورد ژن , شعر در وصف ژن , شعر درباره ژن

اشعار پروین اعتصامی

گاه جاروبست و گه گرد و نسیم

کهنه نتوان کرد این عهد قدیم

ما نمی‌ترسیم از تقدیر و بخت

آگهیم از عمق این گرداب سخت

آنکه داد این دوک، ما را رایگان

پنبه خواهد داد بهر ریسمان

هست بازاری دگر، ای خواجه تاش

کاندر آنجا می‌شناسند این قماش

شعر ضحاک , شعر در مورد ضحاک , شعر در وصف ضحاک , شعر درباره ضحاک

اشعار پروین اعتصامی اشک یتیم

صد خریدار و هزاران گنج زر

نیست چون یک دیده ی صاحب نظر

تو ندیدی پرده ی دیوار را

چون ببینی پرده ی اسرار را

خرده می‌گیری همی بر عنکبوت

خود نداری هیچ جز باد بروت

ما تمام از ابتدا بافنده‌ایم

حرفت ما این بود تا زنده‌ایم

شعر ذهن , شعر در مورد ذهن , شعر در وصف ذهن , شعر درباره ذهن

اشعار پروین اعتصامی کوتاه

سعی کردیم آنچه فرصت یافتیم

بافتیم و بافتیم و بافتیم

پیشه‌ام این ست، گر کم یا زیاد

من شدم شاگرد و ایام اوستاد

کار ما اینگونه شد، کار تو چیست؟

بار ما خالی است، دربار تو چیست؟

می نهم دامی، شکاری می زنم

جوله‌ام، هر لحظه تاری می‌تنم

شعر لیله الرغائب , شعر در مورد لیله الرغائب , شعر در وصف لیله الرغائب , شعر درباره لیله الرغائب

اشعار پروین اعتصامی

خانه ی من از غباری چون هباست

آن سرایی که تو می سازی کجاست؟

خانه ی من ریخت از باد هوا

خرمن تو سوخت از برق هوی

من بری گشتم ز آرام و فراغ

تو فکندی باد نخوت در دماغ

ما زدیم این خیمه ی سعی و عمل

تا بدانی قدر وقت بی بدل

شعر کلاه , شعر در مورد کلاه , شعر در وصف کلاه , شعر درباره کلاه

اشعار پروین اعتصامی سیاسی

گر که محکم بود و گر سست این بنا

از برای ماست، نز بهر شما

گر به کار خویش می‌پرداختی

خانه‌ای زین آب و گل می‌ساختی

می گرفتی گر به همت رشته‌ای

داشتی در دست خود سر رشته‌ای

عارفان، از جهل رخ برتافتند

تار و پودی چند در هم بافتند

شعر عید قربان , شعر در مورد عید قربان , شعر در وصف عید قربان , شعر درباره عید قربان

اشعار پروین اعتصامی گنجور

دوختند این ریسمان ها را به هم

از دراز و کوته و بسیار و کم

رنگرز شو، تا که در خم هست رنگ

برق شد فرصت، نمی داند درنگ

گر بنایی هست باید برفراشت

ای بسا امروز کان فردا نداشت

نقد امروز ار ز کف بیرون کنیم

گر که فردایی نباشد، چون کنیم؟

عنکبوت، ای دوست، جولای خداست

چرخه‌اش می گردد، اما بی صداست

شعر طبیب , شعر در مورد طبیب , شعر در وصف طبیب , شعر درباره طبیب

شعر پروین اعتصامی سنگ قبر

پدر آن تیشه که برخاک  تو زد دست اجل

تیشه ای بـود که شـد  باعـث ویرانـی مـن

یوسـفـت نـام  نهادند و بـه  گـرگت  دادنــد

مرگ گرگ توشد، ای یوسف کنعانی مـن

شعر فوت پدر , شعر در مورد فوت پدر , شعر در وصف فوت پدر , شعر درباره فوت پدر

شعر پروین اعتصامی اشک یتیم

مـه گردون ادب بـودی و در خـاک شــدی

خـاک زندان توگشـت، ای مه زنـدانی مـن

 از نـدانسـتن مـن، دزد قـضـا آگـه بــود

چـو تـو را برد، بخـنـدیـد به نادانـی مـن

شعر لاله , شعر در مورد لاله , شعر در وصف لاله , شعر درباره لاله

معنی شعر پروین اعتصامی اشک یتیم

آنـکه در زیر زمین، داد سر و سامانـت

کاش میخورد غم بی سر و سامانی مـن

 به سر خاک تو رفتم، خط پاکش خواندم

آه از این خـط که نوشتند به پیشـانی مـن

شعر نوزاد , شعر در مورد نوزاد , شعر در وصف نوزاد , شعر درباره نوزاد

شعر های پروین اعتصامی اشک یتیم

رفـتی و روز مـرا تیره تـر از شـب کردی

بـی تــو در ظـلمتم ای دیــدۀ نــورانی مــن

 بی تو اشک و غم حسرت، همه مهمان منند

قـدمی رنجه کـن از مـهر، به مهمـانی مـن

شعر گل آفتابگردان , شعر در مورد گل آفتابگردان , شعر در وصف گل آفتابگردان , شعر درباره گل آفتابگردان

شعر پروین اعتصامی به نام اشک یتیم

صــفحه  رو  ز انـظار،  نـهان  مـیدارم

تـا نـخوانند در این صـفحه، پریشانی مـن

 دَهر بسیار چو من سر به گریبـان دیده است

چـه تـفاوت  کـندش سـر به  گـریبانی  مـن؟

شعر گل نیلوفر , شعر در مورد گل نیلوفر , شعر در وصف گل نیلوفر , شعر درباره گل نیلوفر

شعر از پروین اعتصامی کوتاه

عضو جمعیت حق گشتـی و دیگر نخوری

غـم تـنهــایی و مهجـوری و حـیرانـی مـن

 گـل و ریـحـان کــدامین چـمنت بــنمودنـد؟

کـه شکستی قـفـس، ای مرغ گلستـانی مـن

شعر ضربه خوردن , شعر در مورد ضربه خوردن , شعر در وصف ضربه خوردن , شعر درباره ضربه خوردن

شعر های پروین اعتصامی کوتاه

مــن کـه قــدر گـهر پــاک تــو مـیدانستم

ز چـه مـفقود شـدی، ای گـُهر کــانی مـن

 مـن کـه آب تـو ز سـر چـشـمه دل مـیـدادم

آب و رنگت چه شد، ای لاله نعمانی مـن؟

شعر شادی , شعر در مورد شادی , شعر در وصف شادی , شعر درباره شادی

اشعار کوتاه عاشقانه پروین اعتصامی

من یکی مرغ غزل خوان تو بودم، چه فِتـاد

که دگـر گـوش نـدادی  به  نواخـوانی مـن؟

 گـنج خود خـواندیم و رفـتی و بگذاشــتیم

ای عـجب بعد تـو با کیست نگهبـانی مـن؟

شعر شب بیداری , شعر در مورد شب بیداری , شعر در وصف شب بیداری , شعر درباره شب بیداری

کوتاه ترین اشعار پروین اعتصامی

براهی در، سلیمان دید موری

که با پای ملخ میکرد زوری

بزحمت، خویش را هر سو کشیدی

وزان بار گران، هر دم خمیدی

شعر طاووس , شعر در مورد طاووس , شعر در وصف طاووس , شعر درباره طاووس

اشعار کوتاه زیبا پروین اعتصامی

ز هر گردی، برون افتادی از راه

ز هر بادی، پریدی چون پر کاه

چنان در کار خود، یکرنگ و یکدل

که کارآگاه، اندر کار مشکل

شعر طمع , شعر در مورد طمع , شعر در وصف طمع , شعر درباره طمع

اشعار کوتاه ناب پروین اعتصامی

چنان بگرفته راه سعی در پیش

که فارغ گشته از هر کس، جز از خویش

نه‌اش پروای از پای اوفتادن

نه‌اش سودای کار از دست دادن

شعر ظاهر بینی , شعر در مورد ظاهر بینی , شعر در وصف ظاهر بینی , شعر درباره ظاهر بینی

شعر پروین اعتصامی گنجور

بتندی گفت کای مسکین نادان

چرائی فارغ از ملک سلیمان

مرا در بارگاه عدل، خوانهاست

بهر خوان سعادت، میهمانهاست

شعر عاشق , شعر در مورد عاشق , شعر در وصف عاشق , شعر درباره عاشق

شعر در مورد بهار از پروین اعتصامی

بیا زین ره، بقصر پادشاهی

بخور در سفرهٔ ما، هر چه خواهی

به خار جهل، پای خویش مخراش

براه نیکبختان، آشنا باش

شعر عکس , شعر در مورد عکس , شعر در وصف عکس , شعر درباره عکس

شعر درباره بهار از پروین اعتصامی

ز ما، هم عشرت آموز و هم آرام

چو ما، هم صبح خوشدل باش و هم شام

چرا باید چنین خونابه خوردن

تمام عمر خود را بار بردن

شعر عزیز از دست رفته , شعر در مورد عزیز از دست رفته , شعر در وصف عزیز از دست رفته , شعر درباره عزیز از دست رفته

شعر در باره مادر پروین اعتصامی

رهست اینجا و مردم رهگذارند

مبادا بر سرت پائی گذارند

مکش بیهوده این بار گران را

میازار از برای جسم، جان را

اشعار خیام , شعری در وصف خیام , شعری از خیام در وصف خدا , شعر خیام در وصف پدر

شعری در مورد مادر از پروین اعتصامی

بگفت از سور، کمتر گوی با مور

که موران را، قناعت خوشتر از سور

چو اندر لانهٔ خود پادشاهند

نوال پادشاهان را نخواهند

شهریار , شعار شهریار شعر شهریار,شعر شهریار ترکی , شعر شهریار حیدر بابا , شعر شهریار عاشقانه

شعر در مورد مادر از پروین اعتصامی

برو جائیکه جای چاره‌سازیست

که ما را از سلیمان، بی نیازیست

نیفتد با کسی ما را سر و کار

که خود، هم توشه داریم و هم انبار

بابا طاهر , اشعار بابا طاهر , شعر بابا طاهر , دوبیتی های بابا طاهر , اشعار عاشقانه بابا طاهر

شعر درباره مادر از پروین اعتصامی

بجای گرم خود، هستیم ایمن

ز سرمای دی و تاراج بهمن

چو ما، خود خادم خویشیم و مخدوم

بحکم کس نمیگردیم محکوم

شعر شب قدر , شعر در مورد شب قدر , شعر در وصف شب قدر , شعر درباره شب قدر

شعری در مورد نوجوانی از پروین اعتصامی

مرا امید راحتهاست زین رنج

من این پای ملخ ندهم بصد گنج

مرا یک دانهٔ پوسیده خوشتر

ز دیهیم و خراج هفت کشور

شعر شکوفه های بهاری , شعر در مورد شکوفه های بهاری , شعر در وصف شکوفه های بهاری , شعر درباره شکوفه های بهاری

شعری درباره ی نوجوانی از پروین اعتصامی

گرت همواره باید کامکاری

ز مور آموز رسم بردباری

مرو راهی که پایت را ببندند

مکن کاری که هشیاران بخندند

شعر بوسه , شعر در مورد بوسه , شعر در وصف بوسه , شعر درباره بوسه

شعر در مورد نوجوانی از پروین اعتصامی

گه تدبیر، عاقل باش و بینا

راه امروز را مسپار فردا

بکوش اندر بهار زندگانی

که شد پیرایهٔ پیری، جوانی

شعر بی معرفتی دوستان , شعر در مورد بی معرفتی دوستان , شعر در وصف بی معرفتی دوستان , شعر درباره بی معرفتی دوستان

شعر درباره ی نوجوانی از پروین اعتصامی

حساب خود، نه کم گیر و نه افزون

منه پای از گلیم خویش بیرون

اگر زین شهد، کوته‌داری انگشت

نکوبد هیچ دستی بر سرت مشت

شعر ابر , شعر در مورد ابر , شعر در وصف ابر , شعر درباره ابر

شعر درباره ی مادر از پروین اعتصامی

چه در کار و چه در کار آزمودن

نباید جز بخود، محتاج بودن

هر آن موری که زیر پای زوریست

سلیمانیست، کاندر شکل موریست

شعر پسر , شعر در مورد پسر , شعر در وصف پسر , شعر درباره پسر

شعری در مورد پروین اعتصامی

بلبلی از جلوه ی گل بی قرار

گشت طربناک بفصل بهار

در چمن آمد غزلی نغز خواند

رقص کنان بال و پری برفشاند

شعر امام محمد تقی و امام جواد , شعر در مورد امام محمد تقی و امام جواد , شعر در وصف امام محمد تقی و امام جواد , شعر درباره امام محمد تقی و امام جواد

شعری در باره پروین اعتصامی

بیخود از این سوی بدانسو پرید

تا که بشاخ گل سرخ آرمید

پهلوی جانان چو بیفکند رخت

مورچه‌ای دید بپای درخت

شعر امام علی نقی و امام هادی , شعر در مورد امام علی نقی و امام هادی , شعر در وصف امام علی نقی و امام هادی , شعر درباره امام علی نقی و امام هادی

درباره شعر پروین اعتصامی

با همه هیچی، همه تدبیر و کار

با همه خردی، قدمش استوار

ز انده ایام نگردد زبون

رایت سعیش نشود واژگون

شعر ماه اسفند , شعر در مورد ماه اسفند , شعر در وصف ماه اسفند , شعر درباره ماه اسفند

شعر شهریار در مورد پروین اعتصامی

قصه نراند ز بتان چمن

پا ننهد جز بره خویشتن

مرغک دلداده بعجب و غرور

کرد یکی لحظه تماشای مور

شعر پیامبر و حضرت محمد , شعر در مورد پیامبر و حضرت محمد , شعر در وصف پیامبر و حضرت محمد , شعر درباره پیامبر و حضرت محمد

شعر کوتاه در مورد پروین اعتصامی

خنده کنان گفت که ای بیخبر

مور ندیدم چو تو کوته نظر

روز نشاط است، گه کار نیست

وقت غم و توشهٔ انبار نیست

شعر ماه مرداد , شعر در مورد ماه مرداد , شعر در وصف ماه مرداد , شعر درباره ماه مرداد

شعر درمورد پروین اعتصامی

همرهی طالع فیروزبین

دولت جان پرور نوروز بین

هان مکش این زحمت و مشکن کمر

هین بنشین، می‌شنو و می‌نگر

شعر ماه بهمن , شعر در مورد ماه بهمن , شعر در وصف ماه بهمن , شعر درباره ماه بهمن

درباره اشعار پروین اعتصامی

نغمهٔ مرغان سحرخیز را

معجزهٔ ابر گهرریز را

مور بدو گفت بدینسان جواب

غافلی، ای عاشق بیصبر و تاب

شعر ثانیه ها , شعر در مورد ثانیه ها , شعر در وصف ثانیه ها , شعر درباره ثانیه ها

درمورد شعر پروین اعتصامی

ای خوش از تن کوچ کردن، خانه در جان داشتن

روی مانند پری از خلق پنهان داشتن

شعر ثواب , شعر در مورد ثواب , شعر در وصف ثواب , شعر درباره ثواب

شعر درباره ی پروین اعتصامی

همچو عیسی بی پر و بی بال بر گردون شدن

همچو ابراهیم در آتش گلستان داشتن

شعر ثمر , شعر در مورد ثمر , شعر در وصف ثمر , شعر درباره ثمر

شعری درباره ی پروین اعتصامی

کشتی صبر اندرین دریا افکندن چو نوح

دیده و دل فارغ از آشوب طوفان داشتن

شعر تجربه , شعر در مورد تجربه , شعر در وصف تجربه , شعر درباره تجربه

شعر پروین اعتصامی درباره ایران

در هجوم ترکتازان و کمانداران عشق

سینه‌ای آماده بهر تیرباران داشتن

شعر صورت و سیرت زیبا , شعر در مورد صورت و سیرت زیبا , شعر در وصف صورت و سیرت زیبا , شعر درباره صورت و سیرت زیبا

شعر پروین اعتصامی درباره حضرت موسی

روشنی دادن دل تاریک را با نور علم

در دل شب، پرتو خورشید رخشان داشتن

شعر حضرت معصومه , شعر در مورد حضرت معصومه , شعر در وصف حضرت معصومه , شعر درباره حضرت معصومه

شعر پروین اعتصامی درباره مسلمانی

همچو پاکان، گنج در کنج قناعت یافتن

مور قانع بودن و ملک سلیمان داشتن

شعر ثنا , شعر در مورد ثنا , شعر در وصف ثنا , شعر درباره ثنا

شعری در باره ی پروین اعتصامی

ای خوش اندر گنج دل زر معانی داشتن

نیست گشتن، لیک عمر جاودانی داشتن

عقل را دیباچهٔ اوراق هستی ساختن

علم را سرمایهٔ بازارگانی داشتن

شعر مهاجرت , شعر در مورد مهاجرت , شعر در وصف مهاجرت , شعر درباره مهاجرت

شعر در مورد پروین اعتصامی

کشتن اندر باغ جان هر لحظه‌ای رنگین گلی

وندران فرخنده گلشن باغبانی داشتن

دل برای مهربانی پروراندن لاجرم

جان بتن تنها برای جانفشانی داشتن

شعر ثارالله , شعر در مورد ثارالله , شعر در وصف ثارالله , شعر درباره ثارالله

شعر پروین اعتصامی در مورد مادر مادر

ناتوانی را به لطفی خاطر آوردن بدست

یاد عجز روزگار ناتوانی داشتن

در مدائن میهمان جغد گشتن یکشبی

پرسشی از دولت نوشیروانی داشتن

صید بی پر بودن و از روزن بام قفس

گفتگو با طائران بوستانی داشتن

شعر طلاق , شعر در مورد طلاق , شعر در وصف طلاق , شعر درباره طلاق

شعر از پروین اعتصامی کوتاه

ای خوشا خاطر ز نور علم مشحون داشتن

تیرگیها را ازین اقلیم بیرون داشتن

همچو موسی بودن از نور تجلی تابناک

گفتگوها با خدا در کوه و هامون داشتن

شعر پل , شعر در مورد پل , شعر در وصف پل , شعر درباره پل

شعر های پروین اعتصامی کوتاه

پاک کردن خویش را ز آلودگیهای زمین

خانه چون خورشید در اقطار گردون داشتن

عقل را بازارگان کردن ببازار وجود

نفس را بردن برین بازار و مغبون داشتن

شعر رفیق , شعر در مورد رفیق , شعر در وصف رفیق , شعر درباره رفیق

اشعار کوتاه عاشقانه پروین اعتصامی

بی حضور کیمیا، از هر مسی زر ساختن

بی وجود گوهر و زر، گنج قارون داشتن

گشتن اندر کان معنی گوهری عالمفروز

هر زمانی پرتو و تابی دگرگون داشتن

شعر عید , شعر در مورد عید , شعر در وصف عید , شعر درباره عید

کوتاه ترین اشعار پروین اعتصامی

عقل و علم و هوش را بایکدیگر آمیختن

جان و دل را زنده زین جانبخش معجون داشتن

چون نهالی تازه، در پاداش رنج باغبان

شاخه‌های خرد خویش از بار، وارون داشتن

هر کجا دیوست، آنجا نور یزدانی شدن

هر کجا مار است، آنجا حکم افسون داشتن

شعر رنگ ها , شعر در مورد رنگ ها , شعر در وصف رنگ ها , شعر درباره رنگ ها

اشعار کوتاه زیبا پروین اعتصامی

بلبل آهسته به گل گفت شبی

که مرا از تو تمنائی هست

من به پیوند تو یک رای شدم

گر ترا نیز چنین رائی هست

شعر رقصیدن , شعر در مورد رقصیدن , شعر در وصف رقصیدن , شعر درباره رقصیدن

اشعار کوتاه ناب پروین اعتصامی

گفت فردا به گلستان باز آی

تا ببینی چه تماشائی هست

گر که منظور تو زیبائی ماست

هر طرف چهرهٔ زیبائی هست

شعر رفتن , شعر در مورد رفتن , شعر در وصف رفتن , شعر درباره رفتن

شعر پروین اعتصامی گنجور

پا بهرجا که نهی برگ گلی است

همه جا شاهد رعنائی هست

باغبانان همگی بیدارند

چمن و جوی مصفائی هست

شعر ترس , شعر در مورد ترس , شعر در وصف ترس , شعر درباره ترس

شعر در مورد بهار از پروین اعتصامی

قدح از لاله بگیرد نرگس

همه جا ساغر و صهبائی هست

نه ز مرغان چمن گمشده‌ایست

نه ز زاغ و زغن آوائی هست

شعر پرواز , شعر در مورد پرواز , شعر در وصف پرواز , شعر درباره پرواز

شعر درباره بهار از پروین اعتصامی

نه ز گلچین حوادث خبری است

نه به گلشن اثر پائی هست

هیچکس را سر بدخوئی نیست

همه را میل مدارائی هست

شعر قاصدک , شعر در مورد قاصدک , شعر در وصف قاصدک , شعر درباره قاصدک

شعر در باره مادر پروین اعتصامی

گفت رازی که نهان است ببین

اگرت دیده ی بینائی هست

هم از امروز سخن باید گفت

که خبر داشت که فردائی هست

شعر فوت مادر , شعر در مورد فوت مادر , شعر در وصف فوت مادر , شعر درباره فوت مادر

شعری در مورد مادر از پروین اعتصامی

عدسی وقت پختن، از ماشی

روی پیچید و گفت این چه کسی است

 ماش خندید و گفت غره مشو

زانکه چون من فزون و چون تو بسی است

شعر وفای به عهد , شعر در مورد وفای به عهد , شعر در وصف وفای به عهد , شعر درباره وفای به عهد

شعر در مورد مادر از پروین اعتصامی

هر چه را میپزند، خواهد پخت

چه تفاوت که ماش یا عدسی است

 جز تو در دیگ، هر چه ریخته‌اند

تو گمان میکنی که خار و خسی است …

اشعار پروین اعتصامی

اشعار سلمان ساوجی

سه‌شنبه 23 آبان 1396 ساعت 18:47

اشعار سلمان ساوجی

اشعار سلمان ساوجی,اشعار سلمان ساوجی,شعر سلمان ساوجی,دیوان اشعار سلمان ساوجی,شعر سلمان ساوجی درباره بهار,بهترین اشعار سلمان ساوجی,اشعار نوروزی سلمان ساوجی,گزیده اشعار سلمان ساوجی,اشعار معروف سلمان ساوجی,یکی از اشعار سلمان ساوجی,دیوان اشعار سلمان ساوجی,شعر های سلمان ساوجی,شعر چشم سلمان ساوجی,شعر عاشقانه سلمان ساوجی,سبک شعری سلمان ساوجی,شعر زیبا از سلمان ساوجی,معروف ترین شعر سلمان ساوجی,یک شعر از سلمان ساوجی,چند شعر از سلمان ساوجی,یکی از شعر های سلمان ساوجی,شعر سلمان ساوجی,شعر سلمان ساوجی درباره بهار,شعر های سلمان ساوجی,شعر چشم سلمان ساوجی,شعر عاشقانه سلمان ساوجی,سبک شعری سلمان ساوجی,شعر زیبا از سلمان ساوجی,معروف ترین شعر سلمان ساوجی,یک شعر از سلمان ساوجی,چند شعر از سلمان ساوجی,یکی از شعر های سلمان ساوجی,شعری زیبا از سلمان ساوجی

اشعار سلمان ساوجی

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد سلمان ساوجی برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

ای جان نازنین من ، ای آرزوی دل

میل من است سوی تو ، میل تو سوی دل

اشعار صائب تبریزی , شعر صائب تبریزی , شعر صائب تبریزی بهشت , شعر صائب تبریزی در مورد بهشت

اشعار سلمان ساوجی

ما را به جز خیالت ، فکری دگر نباشد

در هیچ سر خیالی ، زین خوبتر نباشد

شعر ابوسعید ابوالخیر , اشعار ابوسعید ابوالخیر , شعر عاشقانه از ابوسعید ابوالخیر , کتاب شعر ابوسعید ابوالخیر , زیباترین شعر ابوسعید ابوالخیر

شعر سلمان ساوجی

بی‌وفا می‌خواندم ، آن بی‌وفا پیداست کیست

من به مهرش می‌دهم جان ، بی‌وفا پیداست کیست

اشعار سعدی , اشعار سعدی شیرازی , شعر سعدی شیرازی عاشقانه , غزلیات سعدی شیرازی

دیوان اشعار سلمان ساوجی

این چه داغی است که از عشق تو بر جان من است

وین چه دردی است که سرمایه درمان من است

شعر ظهر عاشورا , شعر در مورد ظهر عاشورا , شعر در وصف ظهر عاشورا , شعر درباره ظهر عاشورا

شعر سلمان ساوجی درباره بهار

امشب من و تو هر دو مستیم زمی ، اما

تو مست می حسنی ، من مست می سودا

شعر ضربان قلب , شعر در مورد ضربان قلب , شعر در وصف ضربان قلب , شعر درباره ضربان قلب

بهترین اشعار سلمان ساوجی

محتسب گوید که بشکن ، ساغر و پیمانه را

غالباً دیوانه می داند ، من فرزانه را

شعر ذوالفقار , شعر در مورد ذوالفقار , شعر در وصف ذوالفقار , شعر درباره ذوالفقار

اشعار نوروزی سلمان ساوجی

بر آرزوی روی تو دل جان همی دهد

وا حسرتا ، اگر ندهی آرزوی دل

شعر ذوالجناح , شعر در مورد ذوالجناح , شعر در وصف ذوالجناح , شعر درباره ذوالجناح

گزیده اشعار سلمان ساوجی

کی شبروان کویت آرند ره به سویت

عکسی ز شمع رویت ، تا راهبر نباشد

شعر ظاهر و باطن , شعر در مورد ظاهر و باطن , شعر در وصف ظاهر و باطن , شعر درباره ظاهر و باطن

اشعار معروف سلمان ساوجی

باز بی مهر و وفا ، می‌خواندم اما به گل

مهر نتوان کرد پنهان ، بی‌وفا پیداست کیست

شعر عاشورا , شعر در مورد عاشورا , شعر در وصف عاشورا , شعر درباره عاشورا

یکی از اشعار سلمان ساوجی

سلمان اگر ز اهل دلی ، نام دل مبر

جان دادن است کار تو بی‌گفتگوی دل

شعر ژاله , شعر در مورد ژاله , شعر در وصف ژاله , شعر درباره ژاله

دیوان اشعار سلمان ساوجی

چشمت به غمزه هر دم ، خون هزار عاشق

ریزد چنانکه قطعاً کس را خبر نباشد

شعر ضمیر ناخودآگاه , شعر در مورد ضمیر ناخودآگاه , شعر در وصف ضمیر ناخودآگاه , شعر درباره ضمیر ناخودآگاه

شعر های سلمان ساوجی

یار گیرم بی‌وفا می‌گیردم ، چون صبحدم

بر تو چون خورشید تابان ، بی‌وفا پیداست کیست

شعر ژن , شعر در مورد ژن , شعر در وصف ژن , شعر درباره ژن

شعر چشم سلمان ساوجی

جز نقش تو در نظر نیامد مارا

جز کوی تو رهگذر نیامد ما را

خواب ار چه خوش آید همه را در عهدش

حقا که به چشم در نیامد ما را

شعر ضحاک , شعر در مورد ضحاک , شعر در وصف ضحاک , شعر درباره ضحاک

شعر عاشقانه سلمان ساوجی

با باد، دلم گفت که بادا بادا

با یار بگو و هر چه بادا بادا

کآن کس که مرا ز صحبتت کرد جدا

شب با غم و رنج روز بادا بادا

شعر ذهن , شعر در مورد ذهن , شعر در وصف ذهن , شعر درباره ذهن

سبک شعری سلمان ساوجی

ای آنکه تو طالب خدایی به خود آ

از خود بطلب کز تو جدا نیست خدا

اول به خود آ چون به خود آیی به خدا

کاقرار نمایی به خدایی به خدا

شعر لیله الرغائب , شعر در مورد لیله الرغائب , شعر در وصف لیله الرغائب , شعر درباره لیله الرغائب

شعر زیبا از سلمان ساوجی

آمد سحری ندا ز میخانه ما

کای رند خراباتی دیوانه ما

برخیز که پر کنیم پیمانه ز می

زآن پیش که پر کنند پیمانه ما

شعر کلاه , شعر در مورد کلاه , شعر در وصف کلاه , شعر درباره کلاه

معروف ترین شعر سلمان ساوجی

گفتم تو گربه‌ای نه شتر گفت چاره نیست

در حیز زمانه شتر گربه‌ها بسی است

شعر عید قربان , شعر در مورد عید قربان , شعر در وصف عید قربان , شعر درباره عید قربان

یک شعر از سلمان ساوجی

ما با خیال رویت، منزل در آب و دیده

کردیم تا کسی را، بر ما گذر نباشد

شعر طبیب , شعر در مورد طبیب , شعر در وصف طبیب , شعر درباره طبیب

چند شعر از سلمان ساوجی

در خلوتی که عاشق، بیند جمال جانان

باید که در میانه، غیر از نظر نباشد

شعر فوت پدر , شعر در مورد فوت پدر , شعر در وصف فوت پدر , شعر درباره فوت پدر

یکی از شعر های سلمان ساوجی

خواهیم که بر دیده ی ما بگذرد آن سرو

تا خلق بدانند که او بر طرف ماست

شعر لاله , شعر در مورد لاله , شعر در وصف لاله , شعر درباره لاله

شعر سلمان ساوجی

بنشست غمت در دل من تنگ و ندانم

با ماش چنین تنگ نشینی ز کجا خاست؟

شعر نوزاد , شعر در مورد نوزاد , شعر در وصف نوزاد , شعر درباره نوزاد

شعر سلمان ساوجی درباره بهار

مجموع درونی که پریشان تو باشد

آزاد اسیری که به زندان تو باشد

شعر گل آفتابگردان , شعر در مورد گل آفتابگردان , شعر در وصف گل آفتابگردان , شعر درباره گل آفتابگردان

شعر های سلمان ساوجی

زلف و رخسار تو را شام و سحر چون خواند؟

هر که یک حرف سیاهی ز سپیدی داند

شعر گل نیلوفر , شعر در مورد گل نیلوفر , شعر در وصف گل نیلوفر , شعر درباره گل نیلوفر

شعر چشم سلمان ساوجی

بسیار مشو غره بدین حسن دلاویز

کین حسن دلاویز تو را، حسن من آراست

شعر ضربه خوردن , شعر در مورد ضربه خوردن , شعر در وصف ضربه خوردن , شعر درباره ضربه خوردن

شعر عاشقانه سلمان ساوجی

من همدم بادم گه و بیگاه که با باد

باشد که نسیمی ز گلستان تو باشد

شعر شادی , شعر در مورد شادی , شعر در وصف شادی , شعر درباره شادی

سبک شعری سلمان ساوجی

اشک من آنچه ز زار دل من می‌گوید

راست می‌گوید و از دیده سخن می‌راند

شعر شب بیداری , شعر در مورد شب بیداری , شعر در وصف شب بیداری , شعر درباره شب بیداری

شعر زیبا از سلمان ساوجی

خسته‌ام ای یارو ندارم، طبیب

هیچ طبیبی نبودچون حبیب 

شعر طاووس , شعر در مورد طاووس , شعر در وصف طاووس , شعر درباره طاووس

معروف ترین شعر سلمان ساوجی

آمد سحری ندا ز میخانه ما

کای رند خراباتی دیوانه ما

برخیز که پر کنیم پیمانه ز می

زآن پیش که پر کنند پیمانه ما 

شعر طمع , شعر در مورد طمع , شعر در وصف طمع , شعر درباره طمع

یک شعر از سلمان ساوجی

از عهد و وفا هیچ خبر نیست تو را

جز وعده و دم هیچ دگر نیست تو را

سازند کمر به دست عشاق به ناز

چون است کز این دست کمر نیست تو را 

شعر ظاهر بینی , شعر در مورد ظاهر بینی , شعر در وصف ظاهر بینی , شعر درباره ظاهر بینی

چند شعر از سلمان ساوجی

با طبع لطیف از در لطف در آ

با نفش غلیظ ز ره جور میا

در هیزم و گل تاملی کن که جهان

آن را به تبر شکافت و این را به صبا 

شعر عاشق , شعر در مورد عاشق , شعر در وصف عاشق , شعر درباره عاشق

یکی از شعر های سلمان ساوجی

گفتم که مگر به اتفاق اصحاب

در موسم گل ترک کنم باده ناب

بلبل ز چمن نعره زنان داد جواب

کای بیخبران برگ گل و ترک شراب؟

شعر عکس , شعر در مورد عکس , شعر در وصف عکس , شعر درباره عکس

شعری زیبا از سلمان ساوجی

درد آمد و گرد من ز هر سو بنشست

گه بر سرو چشم و گاه بر رو بنشست

چون دولت کار او به پایان برسید

آمد به ادب به هر دو زانو بنشست 

شعر عزیز از دست رفته , شعر در مورد عزیز از دست رفته , شعر در وصف عزیز از دست رفته , شعر درباره عزیز از دست رفته

اشعار سلمان ساوجی

اشکم ز رخ تو لاله رنگ آمده است

پای دلم از دلت به سنگ آمده است

آمد دل و در کنج دهانت بنشست

مسکین چه کند ز غم به تنگ آمده است 

اشعار خیام , شعری در وصف خیام , شعری از خیام در وصف خدا , شعر خیام در وصف پدر

شعر سلمان ساوجی

دیدیم که این دایره بی سر و بن

انگیخت بسی جور نو از دور کهن

گر بالش چرخ زیر دست تو شود

زنهار به هیچ رو بر او تکیه مکن 

شهریار , شعار شهریار شعر شهریار,شعر شهریار ترکی , شعر شهریار حیدر بابا , شعر شهریار عاشقانه

دیوان اشعار سلمان ساوجی

تا با شدم این جان گرامی در تن،

خواهم به غم عشق تو جان پروردن

چون زلف تو تا سرم بود بر گردن

شور تو ز سر بدر نخواهم کردن 

بابا طاهر , اشعار بابا طاهر , شعر بابا طاهر , دوبیتی های بابا طاهر , اشعار عاشقانه بابا طاهر

شعر سلمان ساوجی درباره بهار

بیماری شمع بین و آن مردن او

تب دارد و می‌رود عرق از تن او

بر شمع دلم سوخت که در بیماری

کس بر سر او نیست به جز دشمن او 

شعر شب قدر , شعر در مورد شب قدر , شعر در وصف شب قدر , شعر درباره شب قدر

بهترین اشعار سلمان ساوجی

یاقوت لبا، لعل بدخشانی کو؟

و آن راحت روح و راح ریحانی کو؟

گویند حرام در مسلمانی شد

تو می‌خور و غم مخور مسلمانی کو؟

شعر شکوفه های بهاری , شعر در مورد شکوفه های بهاری , شعر در وصف شکوفه های بهاری , شعر درباره شکوفه های بهاری

اشعار نوروزی سلمان ساوجی

این ابر نگر خیمه بر افلاک زده

صد نعره شوق از دل غمناک زده

از دست زلیخای هوا یوسف گل

بر پیرهن حریر صد چاک زده 

شعر بوسه , شعر در مورد بوسه , شعر در وصف بوسه , شعر درباره بوسه

گزیده اشعار سلمان ساوجی

ای سایه سنبلت سمن پرورده،

یاقوت تو را در عدن پرورده،

همچون لب خود مدام جان می‌پرور

ز آن راح که روحی است بدن پرورده 

شعر بی معرفتی دوستان , شعر در مورد بی معرفتی دوستان , شعر در وصف بی معرفتی دوستان , شعر درباره بی معرفتی دوستان

اشعار معروف سلمان ساوجی

شوخی است عظیم نرگس بیمارت

خوش می‌گردد چو باز می‌گردانی 

شعر ابر , شعر در مورد ابر , شعر در وصف ابر , شعر درباره ابر

یکی از اشعار سلمان ساوجی

در معده خالی ندهد مل ذوقی

بی ساغر می‌ندارد از گل ذوقی

شعر پسر , شعر در مورد پسر , شعر در وصف پسر , شعر درباره پسر

دیوان اشعار سلمان ساوجی

دیروز به توبه‌ای شکستم ساغر

امروز به ساغری شکستم توبه 

شعر امام محمد تقی و امام جواد , شعر در مورد امام محمد تقی و امام جواد , شعر در وصف امام محمد تقی و امام جواد , شعر درباره امام محمد تقی و امام جواد

شعر های سلمان ساوجی

چشم سیهت که شوخ می‌خوانندش

شوخ می‌رود چو باز می‌گردانی 

شعر امام علی نقی و امام هادی , شعر در مورد امام علی نقی و امام هادی , شعر در وصف امام علی نقی و امام هادی , شعر درباره امام علی نقی و امام هادی

شعر چشم سلمان ساوجی

در رشته دندان تو ای غیرت مه

دردی اگر از دود دلی گشت سیه

از جوهر حسن تو نشد هیچ تبه

آراسته شد رشته درت به شبه 

شعر ماه اسفند , شعر در مورد ماه اسفند , شعر در وصف ماه اسفند , شعر درباره ماه اسفند

شعر عاشقانه سلمان ساوجی

دیدم صنمی خراب و مست افتاده

در دست مغان دلربا افتاده

از می چو صراحی شده افغان خیزان

وانگه چو قدح دست به دست افتاده 

شعر پیامبر و حضرت محمد , شعر در مورد پیامبر و حضرت محمد , شعر در وصف پیامبر و حضرت محمد , شعر درباره پیامبر و حضرت محمد

شعر زیبا از سلمان ساوجی

گر زانکه بدین شاهدی و شیرینی

در خود نگری، بروز من بنشینی

شعر ماه مرداد , شعر در مورد ماه مرداد , شعر در وصف ماه مرداد , شعر درباره ماه مرداد

معروف ترین شعر سلمان ساوجی

ای دوست کجائی و کجائی که نئی؟

آخر تو کرائی و کرائی که نئی؟

شعر ماه بهمن , شعر در مورد ماه بهمن , شعر در وصف ماه بهمن , شعر درباره ماه بهمن

یک شعر از سلمان ساوجی

ای سکه‌ای از خاک درت بر هر وجه

ار سیم رخ تو نیست نازک‌تر وجه

از هر چه نسیم سحری می‌آورد

جز خاک درت نمی‌نشیند در وجه 

شعر ثانیه ها , شعر در مورد ثانیه ها , شعر در وصف ثانیه ها , شعر درباره ثانیه ها

چند شعر از سلمان ساوجی

چون حال دل من ز غمت گشت تباه

آویخت در آن زلف دل آشوب سیاه

ز آنسان که در آتش سقر اهل گناه

آرند به مار و کژدم از عجز پناه 

شعر ثواب , شعر در مورد ثواب , شعر در وصف ثواب , شعر درباره ثواب

یکی از شعر های سلمان ساوجی

بی برگ و نوای عیش حاصل نشود

از برگ گل و نوای بلبل ذوقی 

شعر ثمر , شعر در مورد ثمر , شعر در وصف ثمر , شعر درباره ثمر

شعر سلمان ساوجی

ای بس که شکست و باز بستم توبه

فریاد همی کند ز دستم توبه

شعر تجربه , شعر در مورد تجربه , شعر در وصف تجربه , شعر درباره تجربه

شعر سلمان ساوجی درباره بهار

بیگانگی تو با من افتاد ار نه

تو یار کدام آشنایی که نئی؟

شعر صورت و سیرت زیبا , شعر در مورد صورت و سیرت زیبا , شعر در وصف صورت و سیرت زیبا , شعر درباره صورت و سیرت زیبا

شعر های سلمان ساوجی

چون چشم سیه بناز می‌گردانی

بر من غم دل دراز می‌گردانی

شعر حضرت معصومه , شعر در مورد حضرت معصومه , شعر در وصف حضرت معصومه , شعر درباره حضرت معصومه

شعر چشم سلمان ساوجی

دی دیده به دل گفت که چرا پر خونی؟

ز آن سلسله زلف چرا مجنونی؟

من دیده‌ام از برای او پر خونم

آخر تو ندیده‌ای، چرا پر خونی؟

شعر ثنا , شعر در مورد ثنا , شعر در وصف ثنا , شعر درباره ثنا

شعر عاشقانه سلمان ساوجی

ای غنچه عروس باغ در پرده تست

این باد صبا این همه آورده تست 

شعر مهاجرت , شعر در مورد مهاجرت , شعر در وصف مهاجرت , شعر درباره مهاجرت

سبک شعری سلمان ساوجی

ای دیده پی بلای دل می‌پوئی

در آب بلای دل، بلا می‌جوئی

خواهی که به اشک دیده دل پاک کنی

سودت ندهد که خون به خون می‌شوئی 

شعر ثارالله , شعر در مورد ثارالله , شعر در وصف ثارالله , شعر درباره ثارالله

شعر زیبا از سلمان ساوجی

منگر به جمال خویشتن، ور نگری

در آینه، هر چه بینی از خود بینی 

شعر طلاق , شعر در مورد طلاق , شعر در وصف طلاق , شعر درباره طلاق

معروف ترین شعر سلمان ساوجی

می‌گفت عماد کاشی از نادانی

کامسال گرانی بود از بی نانی

تا بود وجود او گران بود همه

چون مرد کنون هست بدین ارزانی 

شعر پل , شعر در مورد پل , شعر در وصف پل , شعر درباره پل

یک شعر از سلمان ساوجی

زنجیر سر زلف چو می‌جنبانی

بر دامن ماه مشک می‌افشانی

شعر رفیق , شعر در مورد رفیق , شعر در وصف رفیق , شعر درباره رفیق

چند شعر از سلمان ساوجی

ای دیده اگر هزار سیل انگیزی

خاک همه تبریز به خون آمیزی

از عهده ماتمش نیائی بیرون

بی فایده آب خود چرا می‌ریزی؟

شعر عید , شعر در مورد عید , شعر در وصف عید , شعر درباره عید

یکی از شعر های سلمان ساوجی

ای ابر بهار خانه پرورده تست

ای خار درون غنچه خون کرده تست

شعر رنگ ها , شعر در مورد رنگ ها , شعر در وصف رنگ ها , شعر درباره رنگ ها

یکی از شعر های سلمان ساوجی

قسم تو اگر مراد گر حرمان است،

حظ تو اگر درد و اگر درمان است،

از گردش آسمان بباید دانست

کونیز بحال خویش سرگردان است 

شعر رقصیدن , شعر در مورد رقصیدن , شعر در وصف رقصیدن , شعر درباره رقصیدن

یکی از شعر های سلمان ساوجی

در طیره‌ام از باد که آمد سویت

وز شانه که دست می‌زند در مویت

خود سایه که باشد که فتد در پیشت؟

خورشید که باشد که جهد در کویت؟

شعر رفتن , شعر در مورد رفتن , شعر در وصف رفتن , شعر درباره رفتن

اشعار سلمان ساوجی

با مهر رخ تو بیش از ایت تابم نیست

وز دست خیالت هم شب خوابم نیست

از دیده به جای اشک از آن می‌ریزم

من خون جگر که در جگر آبم نیست 

شعر ترس , شعر در مورد ترس , شعر در وصف ترس , شعر درباره ترس

شعر سلمان ساوجی

آتش ز دهان شمع دیشب می‌جست

ناگاه سپیده دم زبانش بشکست

سر رشته به پایان شد و تابش بنماند

روزش به شب آمد و بروزم بنشست 

شعر پرواز , شعر در مورد پرواز , شعر در وصف پرواز , شعر درباره پرواز

دیوان اشعار سلمان ساوجی

ما هم که رخش روشنی خور بگرفت

گرد خط او دامن کوثر بگرفت

دلها همه چاه زنخدان انداخت

و آنگه سر چاه را به عنبر بگرفت 

شعر قاصدک , شعر در مورد قاصدک , شعر در وصف قاصدک , شعر درباره قاصدک

شعر سلمان ساوجی درباره بهار

تا ناله بلبلم به گوش آمده است

دل با سر عیش نای و نوش آمده است

رگ از تن خشک تاک برخاسته است

خون در تن جام می‌ بجوش آمده است 

شعر فوت مادر , شعر در مورد فوت مادر , شعر در وصف فوت مادر , شعر درباره فوت مادر

بهترین اشعار سلمان ساوجی

با لعل لبت شراب را مستی نیست

با قد تو سرو را بجز پستی نیست

ما را دهن تو نیست می پندارند

با آنکه به یک ذره در او هستی نیست 

شعر وفای به عهد , شعر در مورد وفای به عهد , شعر در وصف وفای به عهد , شعر درباره وفای به عهد

اشعار نوروزی سلمان ساوجی

در معرض رویت قمر آمد بشکست

در رشته لعلت شکر آمد به شکست

موی تو ز بالا به قفا باز افتاد

ناگاه سرش بر کمر آمد به شکست 

شعر امام موسی کاظم , شعر در مورد امام موسی کاظم , شعر در وصف امام موسی کاظم , شعر درباره امام موسی کاظم

گزیده اشعار سلمان ساوجی

با آنکه دو چشم شوخ او عربده جوست

در شوخی و دلبری خم ابروی اوست

بالای تو چشم است که می‌یارد گفت

با دوست که بالای دو چشمت ابروست 

اشعار سلمان ساوجی

شعر در مورد ذوالفقار

دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت 17:39

شعر در مورد ذوالفقار

شعر در مورد ذوالفقار,شعر در مورد ذوالفقار علی,شعر ذوالفقار,شعر در وصف ذوالفقار,شعر درباره ذوالفقار

شعر در مورد ذوالفقار

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد ذوالفقار برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

کریم شهر علی سفره دار زهرا بود

جمال حق علی…آینه دار زهرا بود

به دست خالی از این خانه سائلی نرود

که در کنار علی خانه دار زهرا بود

قسم به ان زرهی که همیشه پشت نداشت

میان دست علی ذوالفقار زهرا بود 

شعر جدایی , شعر در مورد جدایی , شعر درباره جدایی , شعر در وصف جدایی

شعر در مورد ذوالفقار

من همانم که به عشق تو گرفتار شده

من همانم که به عشق تو قلم در دست است

من همانم که علی گفته و تا شام ابد

به همین نام سر از پا نشناسد ، مست است

شعر جاده , شعر در مورد جاده , شعر درباره جاده , شعر در وصف جاده

شعری در مورد ذوالفقار

تا شد به روی دست نبی (ص) مرتضی (ع) بلند

شد رایت جلال خدا برملا بلند

بشنید چون که نغمه «یا ایهاالرسول»

گردید منبری همه از پشته‌ها بلند

شعر چهره زیبا , شعر در مورد چهره زیبا , شعر درباره چهره زیبا , شعر در وصف چهره زیبا

شعرهایی در مورد ذوالفقار

مرآت پاک لم‌یزلی، آیت جلی

شد بر سریر دست حبیب خدا بلند

آیین پاک ختم رسل ناتمام بود

گر بر نمی‌شد آن مه برج ولا بلند

شعر چای , شعر در مورد چای , شعر درباره چای , شعر در وصف چای

شعر جدید در مورد ذوالفقار

هنگامه شد به کوری چشمان دشمنان

شد بانگ مرحبا ز همه ما سوی بلند

خورشید دین، سپهر یقین، ختم مرسلین

شد زین سبب میان همه انبیا بلند

شعر دختر , شعر در مورد دختر , شعر درباره دختر , شعر در وصف دختر

شعر زیبا در مورد ذوالفقار

تا شد به عرش دست نبی ماه عارضش

شد این ندا ز بارگه کبریا بلند

تکمیل شد شریعت پاک محمدی

چونان که گشت دین خدا را لوا بلند

شعر استاد , شعر در مورد استاد , شعر درباره استاد , شعر در وصف استاد

شعر درباره ذوالفقار

ای مظهر صفات خداوند لایزال

وی از تو آسمان ولایت به پا بلند

هرجا که بود پیکر هر ناتوان به خاک

هر جا که بود ناله هر بی‌نوا بلند

شعر باد , شعر در مورد باد , شعر درباره باد , شعر در وصف باد

شعر در وصف ذوالفقار

هر جا که بود طفل یتیمی سرشک‌بار

هرجا که بود شعله شور و نوا بلند

از بهر دستگیری آنان سپندوار

یک‌باره می‌شد ید مشکل‌گشا بلند

شعر یاد دوست , شعر در مورد یاد دوست , شعر درباره یاد دوست , شعر در وصف یاد دوست

شعر ذوالفقار

تا خانه‌زاد خود کُنَدَت کردگار پاک

بهرت نمود خانه خود را بنا بلند

آهنگ «تفلحوا» چو شنیدی ز کوی دوست

و آواز خوش چو شد ز حریم حرا بلند

شعر آرامش , شعر در مورد آرامش , شعر درباره آرامش , شعر در وصف آرامش

شعر حافظ در مورد ذوالفقار

یک‌باره دست بیعت خود را از روی شوق

کردی به سوی شمس رُسل، مصطفی بلند

مدحت‌گر تو ذات جلالت مأب حق

مدح تو کرده با سخن «هل اتی» بلند

شعر آفتاب , شعر در مورد آفتاب , شعر درباره آفتاب , شعر در وصف آفتاب

شعر سعدی در مورد ذوالفقار

پا بر حریم خانه چون بگذاری از شرف

فریاد شوق می‌شود از بوریا بلند

با ذوالفقار تو همه جا آشکار بود

دست بلند شیر خدا، «لافتی» بلند

شعر آینه , شعر در مورد آینه , شعر درباره آینه , شعر در وصف آینه

شعر مولانا در مورد ذوالفقار

ما ریزه‌خوار خوان ولای توایم و بس

از لطف توست این که بُوَد بخت ما بلند

خمّ غدیر بود و به قدرت خدا نمود

جاه و جلال آن دُر یکدانه را بلند

شعر دروغ , شعر در مورد دروغ , شعر درباره دروغ , شعر در وصف دروغ

شعر نظامی در مورد ذوالفقار

در پهن دشت ظلمت کفر و نفاق و کین

همواره بود آیت شمس الضّحی بلند

باب المراد اهل جهانی و می‌کنند

بر آستان قدس تو دست دعا بلند

شعر خبر خوش , شعر در مورد خبر خوش , شعر درباره خبر خوش , شعر در وصف خبر خوش

شعر خیام در مورد ذوالفقار

ای نفس قدرت ازلی، – یا علی – نمای

نخل شکوه نهضت «روح خدا» بلند

ما پیروان مکتب سرخ ولایتیم

گر می‌زنیم گام سوی کربلا بلند

شعر یتیم نوازی , شعر در مورد یتیم نوازی , شعر درباره یتیم نوازی , شعر در وصف یتیم نوازی

شعر عطار در مورد ذوالفقار

عرش خدا زغصه بلرزاند، آن زمان

تیغی که گشت بر سر آن مقتدا بلند

تا مست جام توست «براتی» به روزگار

سر می‌کند به عشق تو روز جزا بلند

شعر حسود , شعر در مورد حسود , شعر درباره حسود , شعر در وصف حسود

شعر بابا طاهر در مورد ذوالفقار

کس را چه زور و زهره که وصف علــی کند

جــــــبار در مــــــناقـب او گفت هل اتی

شعر حرف و عمل , شعر در مورد حرف و عمل , شعر درباره حرف و عمل , شعر در وصف حرف و عمل

شعر شاملو در مورد ذوالفقار

شبی در محفلی ذکر علی بود

شنیدم عاقلی فرزانه فرمود:

اگر دوزخ به زیر پوست داری

نسوزی گر علی را دوست داری

اگر مهر علی در سینه ات نیست

بسوزی گر هزاران پوست داری

شعر حماقت , شعر در مورد حماقت , شعر درباره حماقت , شعر در وصف حماقت

شعر شهریار در مورد ذوالفقار

از صحبت اغیار گذشتیم علی الله

ما از همه جز یار گذشتیم علی الله

شعر خاطره , شعر در مورد خاطره , شعر درباره خاطره , شعر در وصف خاطره

شعر فروغ در مورد ذوالفقار

ای وجه رب العالمین هو یا امیر المومنین

ای قبله ی اهل یقین هو یا امیر المومنین

شعر خانواده , شعر در مورد خانواده , شعر درباره خانواده , شعر در وصف خانواده

شعر پروین در مورد ذوالفقار

به جز از علی نباشد به جهان گره‌گشایی 

طلب مدد از او کن چو رسد غم و بلایی

شعر دنیا , شعر در مورد دنیا , شعر درباره دنیا , شعر در وصف دنیا

شعر صائب در مورد ذوالفقار

مدحت کن و بستای کسی را که پیمبر

بستود و ثنا کرد و بدو داد همه کار

آن کیست بدین حال و که بوده است و که باشد

جز شیر خداوند جهان، حیدر کرار؟

این دین هدی را به مثل دایره‌ای دان 

پیغمبر ما مرکز و حیدر خط پرگار

علم همه عالم به علی داد پیمبر

چون ابر بهاری که دهد سیل به گلزار

شعر دیدار , شعر در مورد دیدار , شعر درباره دیدار , شعر در وصف دیدار

شعر خواجوی کرمانی در مورد ذوالفقار

که من شهر علمم علیم در است

درست این سخن قول پیغمبر است

گواهی دهم کاین سخن‌ها از اوست

تو گویی دو گوشم پرآواز اوست

شعر دست , شعر در مورد دست , شعر درباره دست , شعر در وصف دست

شعر سنایی در مورد ذوالفقار

منم بنده‌ی اهل بیت نبی 

ستاینده‌ی خاک پای وصی

حکیم این جهان را چو دریا نهاد

برانگیخته موج ازو تندباد

شعر بخت و اقبال , شعر در مورد بخت و اقبال , شعر درباره بخت و اقبال , شعر در وصف بخت و اقبال

شعر وحشی بافقی در مورد ذوالفقار

چو هفتاد کشتی برو ساخته

همه بادبان‌ها برافراخته

یکی پهن کشتی بسان عروس

بیاراسته همچو چشم خروس

شعر دوست داشتن , شعر در مورد دوست داشتن , شعر درباره دوست داشتن , شعر در وصف دوست داشتن

شعر در مورد ذوالفقار

محمد بدو اندرون با علی

همان اهل بیت نبی و ولی

خردمند کز دور دریا بدید

کرانه نه پیدا و بن ناپدید

شعر یزد , شعر در مورد یزد , شعر درباره یزد , شعر در وصف یزد

شعر در مورد ذوالفقار

بدانست کو موج خواهد زدن

کس از غرق بیرون نخواهد شدن

به دل گفت اگر با نبی و وصی

شوم غرقه دارم دو یار صفی

شعر خانه , شعر در مورد خانه , شعر درباره خانه , شعر در وصف خانه

شعر در مورد ذوالفقار

همانا که باشد مرا دستگیر

خداوند تاج و لوا و سریر

خداوند جوی می و انگبین

همان چشمه‌ی شیر و ماء معین

اگر چشم داری به دیگر سرای

به نزد نبی و علی گیر جای

شعر روزگار , شعر در مورد روزگار , شعر درباره روزگار , شعر در وصف روزگار

شعر در مورد ذوالفقار

ای حیدر شهسوار وقت مددست

ای زبده‌ی هشت و چار وقت مددست

من عاجزم از جهان و دشمن بسیار

ای صاحب ذوالفقار وقت مددست

شعر صلح و آشتی , شعر در مورد صلح و آشتی , شعر درباره صلح و آشتی , شعر در وصف صلح و آشتی

شعر در مورد ذوالفقار

ای علی که جمله عقل و دیده‌ای

شمّه‌ای واگو از آن‌چه دیده‌ای

تیغ حلمت جان ما را چاک کرد

آب علمت خاک ما را پاک کرد

شعر حضرت ابوالفضل العباس , شعر در مورد حضرت ابوالفضل العباس , شعر درباره حضرت ابوالفضل العباس , شعر در وصف حضرت ابوالفضل العباس

شعر در مورد ذوالفقار

بازگو دانم که این اسرار هوست

زآن‌که بی شمشیر کشتن کار اوست

راز بگشا ای علی مرتضی

ای پس از سوء‌القضا حسن‌القضا

شعر ثروت , شعر در مورد ثروت , شعر درباره ثروت , شعر در وصف ثروت

شعر در مورد ذوالفقار

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را 

که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

شعر حضرت فاطمه , شعر در مورد حضرت فاطمه , شعر درباره حضرت فاطمه , شعر در وصف حضرت فاطمه

شعر در مورد ذوالفقار

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

شعر حضرت زینب , شعر در مورد حضرت زینب , شعر درباره حضرت زینب , شعر در وصف حضرت زینب

شعر در مورد ذوالفقار

برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن 

که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

به‌جز از علی که گوید به پسر که قاتل من

چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا

شعر ماه آبان , شعر در مورد ماه آبان , شعر درباره ماه آبان , شعر در وصف ماه آبان

شعر در مورد ذوالفقار

سکان زمین و آسمان است علی

سلطان همه جهانیان است علی

گلواژه ی منشق از علی اعلاست

سر چشمه ی فیض بی کران است علی

شعر ماه آذر , شعر در مورد ماه آذر , شعر درباره ماه آذر , شعر در وصف ماه آذر

شعر در مورد ذوالفقار

آوازه ی او ز هفت اقلیم رسد

مشهور به هفت آسمان است علی

سر سلسله خلیل عبادالرحمن

آن بنده ی سر به آستان است علی

شعر تواضع , شعر در مورد تواضع , شعر درباره تواضع , شعر در وصف تواضع

شعر در مورد ذوالفقار

برتر ز علی رب جلی خلق نکرد

آقای همه بهشتیان است علی

از بعد نبی بر همه ی مخلوقات

از جانب دوست ارمغان است علی

شعر مو , شعر در مورد مو , شعر درباره مو , شعر در وصف مو

شعر در مورد ذوالفقار

اول وصی پیمبر اعظم اوست

بر دین رسول روح و جان است علی

شاگرد محمد امین است ولی

استاد همه پیمبران است علی

شعر تابستان , شعر در مورد تابستان , شعر درباره تابستان , شعر در وصف تابستان

شعر در مورد ذوالفقار

دستور تمام انبیا در دستش

حق را شب معراج لسان است علی

هستند امامان مبین رهرو او

یعنی که امیر کاروان است علی

شعر یلدا , شعر در مورد یلدا , شعر درباره یلدا , شعر در وصف یلدا

شعر در مورد ذوالفقار

همتای امیر عشق تنها زهرا ست

با دخت رسول همزبان است علی

بر هر نبی و ولی ولی الله است

مولای جمیع انس و جان است علی

شعر اعتماد , شعر در مورد اعتماد , شعر درباره اعتماد , شعر در وصف اعتماد

شعر در مورد ذوالفقار

در نور محبتش پر از جاذبه است

محبوب قلوب شیعیان است علی

بر غیب و شهود حاکم و سلطان است

آگاه ز راز کهکشان است علی

شعر روزه , شعر در مورد روزه , شعر درباره روزه , شعر در وصف روزه

شعر در مورد ذوالفقار

جنت یکی از صنایع دستانش

صنعتگر آفریدگان است علی

ایمان و نماز و اصل اسلام علی است

توحید و معاد عارفان است علی

شعر سفر , شعر در مورد سفر , شعر درباره سفر , شعر در وصف سفر

شعر در مورد ذوالفقار

مفتاح علوم ایزدی در نزدش

دیباچه ی علم لا مکان است علی

این است گواه لا مکان بودن او

یک شب به چهل مکان عیان  است علی

شعر ماه شهریور , شعر در مورد ماه شهریور , شعر درباره ماه شهریور , شعر در وصف ماه شهریور

شعر در مورد ذوالفقار

مولا و امام متقین کیست علی است

حقا که امیر مومنان است علی

سلمان که سبو از می منّا نوشید

او ظرف و در آن قطره چکان است علی

شعر طبیعت , شعر در مورد طبیعت , شعر درباره طبیعت , شعر در وصف طبیعت

شعر در مورد ذوالفقار

میثم سر دار از علی می گوید

با لله می وصل عاشقان است علی

قنبر که غلامی علی منصب اوست

او سالک و پیر راهدان است علی

شعر ماه تیر , شعر در مورد ماه تیر , شعر درباره ماه تیر , شعر در وصف ماه تیر

شعر در مورد ذوالفقار

در مرکز وحی کاتب وحی علی است

بر حامل وحی تر جمان است علی

گنجینه ی مخفی معارف مولاست

آئینه ذات مستعان است علی

شعر امام محمد باقر , شعر در مورد امام محمد باقر , شعر درباره امام محمد باقر , شعر در وصف امام محمد باقر

شعر در مورد ذوالفقار

تفسیر مبین فطره الله علی است

عشقش به دل پیر و جوان است علی

آیات مبین مدیحه اوصافش

هر سوره و آیه آرمان است علی

شعر پدر و دختر, شعر در مورد پدر و دختر, شعر درباره پدر و دختر, شعر در وصف پدر و دختر

شعر در مورد ذوالفقار

در اولُ الاولین عیان کیست علی است

در آخر الآخرین نهان است علی

احسان قدیم و حکم فرمای ازل

مسجود همه فرشتگان است علی

شعر زن, شعر در مورد زن, شعر درباره زن, شعر در وصف زن

شعر در مورد ذوالفقار

موسای قلندر از علی نیل گشود

بر کشتی نوح پشتوان است علی

عیسا نه به خویش مرده را زنده کند

تجدید حیات مردگان است علی

شعر توبه , شعر در مورد توبه , شعر در وصف توبه , شعر درباره توبه

شعر در مورد ذوالفقار

علیست مرغ حق و کعبه آشیانه اوست

حریم عشق پر از دلنشین ترانه اوست

پس از گذشت زمانها هنوز گوش بشر

بنغمه­های دل انگیز و عاشقانه اوست

شعر زیبایی , شعر در مورد زیبایی , شعر در وصف زیبایی , شعر درباره زیبایی

شعر در مورد ذوالفقار

زلال چشمه زمزم کجا و اشگ علی

صفای این حرم از گریه شبانه اوست

علیست محرم اسرار رب بی همتا

کلید دار عطابخش هر خزانه اوست

شعر زلف , شعر در مورد زلف , شعر در وصف زلف , شعر درباره زلف

شعر در مورد ذوالفقار

بهشت ماحضر سفره عطای علیست

جحیم سوزش یک ضرب تازیانه اوست

وسیله کرم ذات حق یدالله است

خدای هر چه ببخشد علی بهانه اوست

شعر نامردی , شعر در مورد نامردی , شعر در وصف نامردی , شعر درباره نامردی

شعر در مورد ذوالفقار

علی به پله آخر رسید در ایمان

نبی سر است و علی پای تا به شانه ی اوست

علی است خانه یکی با خدای بی همتا

درون بیت خدا زادگاه وخانه اوست

شعر وفاداری , شعر در مورد وفاداری , شعر در وصف وفاداری , شعر درباره وفاداری

شعر در مورد ذوالفقار

علی است فرد نمودار خلقت کامل

که عقل در عجب از خالق یگانه اوست

مقام صید علی برتر از تفکر ماست

چو بی نظیر بعالم غم زمانه اوست

شعر هنر و هنرمند , شعر در مورد هنر و هنرمند , شعر در وصف هنر و هنرمند , شعر درباره هنر و هنرمند

شعر در مورد ذوالفقار

یا خدا دست به دستان پیمبر دارد

یا علی جلوه ای از حضرت داور دارد

ظاهرا کعبه حجاز است ولی در واقع

یک عدد کعبه خدا در دل حیدر دارد

شعر وداع , شعر در مورد وداع , شعر در وصف وداع , شعر درباره وداع

شعر در مورد ذوالفقار

یا علی ذاتت ثبوت قل هو الله احد

نام تو نقش نگین امرِ اَلله الصّمد

لم یلِد از مادر گیتی و لم یولَد چو تو

در جهان بعد از نبی، مِثلت لهُ کُفواً احد

شعر هجرت , شعر در مورد هجرت , شعر در وصف هجرت , شعر درباره هجرت

شعر در مورد ذوالفقار

حقّا که حقیقتاً علی حق باشد

حق است علی ز حق که بر حق باشد

دیدیم خطی به دفتر لم یزلی

حق با علی و علی مع الحق باشد

شعر همدلی , شعر در مورد همدلی , شعر در وصف همدلی , شعر درباره همدلی

شعر در مورد ذوالفقار

هر دل که شکست ره به جایی دارد

هر اهل دلی قبله نمایی دارد

با آنکه بُود قبله ما کعبه ولی

ایوان نجف عَجب صفایی دارد

شعر یمن , شعر در مورد یمن , شعر در وصف یمن , شعر درباره یمن

شعر در مورد ذوالفقار

این گفت: بزرگ و نامدار است علی

آن گفت که مرد روزگار است علی

امّا به حقیقت او نه آنست و نه این

آیینه ذات کردگار است علی

شعر یادگاری , شعر در مورد یادگاری , شعر در وصف یادگاری , شعر درباره یادگاری

شعر در مورد ذوالفقار

هیچ کس نشناخت دردا! درد پنهانِ علی(ع)

چون کبوتر ماند در چاه شب، افغانِ علی

ای غم! از درد علی بویی نیاوردی به دست

عودسان هرچند عمری سوختی جانِ علی

شعر بهار , شعر در مورد بهار , شعر در وصف بهار , شعر درباره بهار

شعر در مورد ذوالفقار

ناله مجروح دارد ساز غم، امشب مگر

خورده زخم از ناترازان، فرق میزان علی؟

داده بود انگشتری را بر گدای دیگری

داد جان را بر شهادت لطف حیران علی

شعر راه , شعر در مورد راه , شعر در وصف راه , شعر درباره راه

شعر در مورد ذوالفقار

از شکافِ زخم، جان را داد با شرمندگی

بر فقیری چون شهادت لطف عریان علی

سر برآورده‌ست چون خورشید از جَیب فلک

ناله افتاده در چاه زنخدانِ علی

شعر رهایی , شعر در مورد رهایی , شعر در وصف رهایی , شعر درباره رهایی

شعر در مورد ذوالفقار

کشتزار آخرت را آبیاری کرده است

در بیابان غریبی چشم گریانِ علی

چون علی نشناخت خود را در جهان، یک حق‌شناس

ماند در ابهام، سیمای درخشان علی

شعر ذلت , شعر در مورد ذلت , شعر در وصف ذلت , شعر درباره ذلت

شعر در مورد ذوالفقار

از علی کی زودتر ای صبح، سر برداشتی؟

یک شب از بالین شب تا صبح پایان علی

گرچه ای بغض، آبرویت را علی هرگز نریخت

همچو سنگ آویختی دست از گریبان علی

شعر ساز , شعر در مورد ساز , شعر در وصف ساز , شعر درباره ساز

شعر در مورد ذوالفقار

چاشنی دارد اگر مرگ و حیات از شور عشق

آبرویش مایه دارد از نمکدان علی

از دهانی بر دهانی می‌رود چون بوی گل

قصّۀ از گوش‌های خلق، پنهانِ علی

شعر ذکر , شعر در مورد ذکر , شعر در وصف ذکر , شعر درباره ذکر

شعر در مورد ذوالفقار

از می تکرارِ نامش عاشقی سیراب نیست

کز خدا جوشیده نام حال‌گردان علی

در میان آید اگر پای عدالت می‌نهد

داغ بر دستِ برادر، خشم سوزان علی

شعر زمان , شعر در مورد زمان , شعر در وصف زمان , شعر درباره زمان

شعر در مورد ذوالفقار

دارن میان تو دامن غنچه‌ها نون بذارن

خشکی سفره‌هاشونو تاغار خون بذارن

وقت اذون علی رو از مناره‌ها بگیرن

جای اذون رو گنبدا ترانه‌خون بذارن

شعر سکوت , شعر در مورد سکوت , شعر در وصف سکوت , شعر درباره سکوت

شعر در مورد ذوالفقار

از الف اول امام از بعد پیغمبر علی است

آمر امر الهی شاه دین‌پرور علی است

ب برادر با نبی بیرق فراز دین حق

بحر احسان باب لطف بی‌حد و بی‌مر علی است

شعر نماز , شعر در مورد نماز , شعر در وصف نماز , شعر درباره نماز

شعر در مورد ذوالفقار

ت تبارک تاج و طاها تخت و نصراله سپاه

تیغ‌آور خسرو مستغنی از لشگر علی است

ث ثری مقدم ثریا متکا ثابت قدم

ثانی احمد به ذات کبریا مظهر علی است

شعر رنگین کمان , شعر در مورد رنگین کمان , شعر در وصف رنگین کمان , شعر درباره رنگین کمان

شعر در مورد ذوالفقار

ج جاه و قدرش ار خواهی به نزد ذوالجلال

جل شانه جز نبی از جمله بالاتر علی است

ح حدوثش با قدم مقرون حدیثش حرف حق

حاکم حکم اللهی حیه در حیدر علی است

شعر ساحل , شعر در مورد ساحل , شعر در وصف ساحل , شعر درباره ساحل

شعر در مورد ذوالفقار

خ خداوند ظفر خیبر گشا مرحب شکار

خسرو ملک ولایت خلق را رهبر علی است

د داماد نبی دست خدا دارای دین

داعی ایجاد موجودات از داور علی است

شعر اربعین , شعر در مورد اربعین , شعر در وصف اربعین , شعر درباره اربعین

شعر در مورد ذوالفقار

ذ ذاتش ذوالجلال و ذالمنن وز ذوالفقار

ذلت افزا بر عدوی ملحد ابتر علی است

ر رفیع‌القدر و والا رتبه روح افزا سخن

رهنمای خلق عالم ساقی کوثر علی است

شعر در مورد ذوالفقار

( تعداد کل: 12 )
   1       2       3    >>